پذيرش سايت > از زندگی > جوانان امروز
جوان هاي امروزي خيلي با تصور من از جوان ديروزي تفاوت پيدا كرده اند. برايم جالب است. چيزهاي عجيب و غريبي مي شنويم و تنوع فوق العاده اي مشاهده مي شود. ديروز يكي از همكاران دانشگاهي تعريف مي كرد با يكي از اين دانشجويان كه مدام حكم تعليق خورده گفت و گو مي كرده و از او پرسيده نگران نيستي از درس خواندن ات مي افتي و ادامه ي تحصيل ات دچار مشكل مي شود؟ جواب داده: ببينين استاد جان، هر كسي به دليلي مي آد دانشگاه، يكي براي كسب دانش و درس و مشق، يكي براي همسرپيدا كردن، يكي براي اين كه از نظارت خانواده رها بشه و هر كاري دوست داره بكنه، يكي براي كسب شغل و مقام و يكي هم مثل من براي فعاليت سي اسي مي آد دانشگاه. خلاصه ما هم قصد مون همين بوده. حالا اون وسط ها شد درسمون رو هم خونديم، خونديم، نشد هم مهم نيست... گفتم عجب!
نظرات
|
نسل جالبی هستن در بعضی مواقع هم بعضیاشون خیلی جسورن! |
|
عجبم داشت استاد ما اینطوریشو دیگه ندیده بودیم. |
|
آیا این موضوع در مورد اساتید هم صدق میکند؟ منظورم دلایل تدریس در دانشگاه برای اساتید چیست؟ درآمد است؟ به روز رسانی دانش خودشان است؟ خدمت به دانشجویان است؟ یا تاثیرگذاری بر جامعه؟ |
|
خون را نمی شود هیچگونه پاک کرد و حال هم آنها در مانده اند و سر در گریبان فرو بسته اند روی خود را به نقاب پوشانده اند و شب روز کابوس می بینند نه به آنها بگویید از مرگ هیچ گریزی نیست مرگ را رهایی نیست و چه باک مردن در راه آزادی مردم را در یافتن است چه اینجا باشد و چه هر آن کجا |
|
هااا! حرفَ سی اسی از خودت در وکنی شیرفرهاد! ببخشید، شیرشیرین! |
|
. . . و من بیاعتنا به افسانههای "کمدی انسانی" سرگرم بازی هستم. |
|
سلام. یادم می آید سال 58 ما هم به دانشگاه نرفتیم تا دروغ نگفته باشیم. آنوقتها خیال میکردیم اعلام اعتقاد به اصولی که به آن باور نداریم یعنی دروغ! حالا جوانها فهمیده اند که هدف وسیله را توجیه می کند. جوانهای امروز یک جورهایی شبیه گروههای سیاسی چپ و راست اول انقلاب شده اند که علی رغم شعارهایشان جور دیگری رفتار میکردند. ما هم از این جا مانده از آنجا رانده شدیم چوب دو سر سوخته...چون نه شبیه جوان دیروز بودیم نه شبیه جوان امروز...حالا هم در میانسالی هنوز نفهمیده ایم که با کفتار باید گفتگو کرد؟ معامله کرد؟ مدارا کرد؟ مجالسه کرد؟ ریزه خوار ریزه خواریهای لاشه خوری اش شد؟ یا کار دیگر که بخواهیم برای آن هدف خود را به وسایلی تجهیز کنیم... خوش به حال هر کس که سر از پا نشناخته تکلیفش معلوم است...چه جوان دیروز چه امروز...امان از وقتی که پیر به دنیا بیایی...آنوقت سر پیری هوس معرکه گیری میکنی و میبینی یه یالی مانده نه کوپالی که بخواهی سیاس شوی یا چریک و یا حتی همسر... |
|
سلام جسارتا ببخشید اما این دوست خوب قهرمانمون یادشون رفته که دانشجو همون جور که ازاسمش میاد باید جوینده ی دانش باشه ودانشگاه هم محیطی برای تبادل دانش باشه که این تبادل دانش برای بهتر کردن زندگی خود ودیگران (کشور خود باشه)که این مسائل مربوط به مقدس بودن علم هم شامل میشه اما وصد اما درکشورهای بسته وحکومت های اقتدار طلب که تمام ازادی های افراد محدود میکنند وبه هیچ قانونی هم پایبند نیستن(استبدادی) اینجا وظیفه دانشجو (نتنها دانشجو بلکه سایر اقشار جامعه )این میشه که باید گریبان صاحبان قدرت هم بگیره به دلیل اینکه علم ودانش وفقط در فضای ازاد و بدونه محدودیت قابل رشد در فضایی که هرکس متاعی را که داره دربازار عرضه کنه وخریدارانی پیدا کنه(همون خرد گرایی انتقادی پوپر که همیشه میگه).واگرنه الان ما مخصوصا(دانشجویان دانشگاه ما) فقط باید به دنبال راهکارهای برای شکاف بین سنت ومدرنیته (فکر سنتی وفکر مدرن) برای پر کردن این خلا باشیم چون جامعه وکشور درحال گذاره وکوتاهی دراین ضمینه منجر به نابودی تمام فرهنگ وکشور میشه.بعدم خانم دکتر نازنین اجازه بدین اینجا باشما مخالفت کنم چون دوست یابی همسر پیدا کردن و...ازنظر این حقیرکثرت گرایی وتنوع محسوب نمیشه تازه اونم درفضای دانشگاه(که به قول دکتر سروش چه جای دانشگاه که قربانگاه علم)بلکه اینها جزو عرضیات دانشگاه است نه ذاتیات.شماخود درانگلستان درس خوانید ایا اونجا هم تمام تلاش دانشجویان پیدا کردن همسر بود؟اونجا تمام کارهاشون سیاسی بود؟حداقل باتوجه به تعداد پژوهش ها وکارهای علمی که درجوامع ازاد صورت میگره جواب این پرسش ها منفی است.(نگفتم نیست فقط گفتم جزو ذاتیات نیست)...درود به شرف تمام دانشجویان باغیرت وباشرف ایرانی که حماسه خلق کردن..پاینده وسرفراز باشید .ببخشید |
|
تا بوده همين بوده. مختص امروز و امروزي ها نيست. هر كسي بنا به اهداف خودش مياد د انگشاه... |
|
و بدترینش بچه هایی هستند که به خواست خانواده ها رشته ای رو انتخاب می کنند و می روند دانشگاه!! |
|
تازه یه عده می ییان دانشگاه واسه سیکار کشیدن تو حیاط... |
|
فکر می کنم تصویری که ارایه کرده اید خیلی اغراق شده است. خیلی بعید است دانش آموزی با هدف سیاسی کاری درس بخواند و کلاس کنکور برود و هفت خوان کنکور را پشت سر بگذارد و به دانشگاه بیاید. دانش آموزی که کتابهای درسی رسمی این نظام را می خواند و مطالعه غیررسمی اش، کتابهای قلمچی و اندیشه سازان است، چطور می تواند برای کار سیاسی به دانشگاه بیاید؟ نه! من فکر می کنم دانش آموزان وقتی به دانشگاه می آیند، سیاسی می شوند و آرمانهای سیاسی را جایگزین اولویتهای آموزشی می کنند. سالها پیش که تازه وارد مقطع کارشناسی ارشد شده بودم، پس از تحلیل رفتار سیاسی دانشجویان متوجه شدم، یکی از بزرگترین مشکلات دانشجویان ما، مشکل هویت است. دانش آموز 18 ساله دیروز، با حداقلی از اطلاعات تاریخی و سیاسی وارد دانشگاه می شود و به ناگاه زیر عنوان دانشجو، موظف به ایفای نقشی می شود که امادگی قبلی برای آن ندارد. به همین دلیل یا دچار تندروی می شود و یا خیلی زود، به ورطه بی تفاوتی کشیده می شود. (البته این موارد ربطی به حوادث اخیر ندارد، چراکه حوادث اخیر بیش از آنکه سیاسی باشند، اجتماعی هستند) |
|
استاد ما قصدمان واقعا کسب علم و طی کردن مدارج علمی بود اما گفتن تو یه فمنیست هستی و در دانشگاه های نظام جمهوری اسلامی حق حضور نداری ! |
|
اخيرا يه سري ميان دانشگاه تا به بچه هاي گاز اشك اور بزنن !! :D |
|
سلام متاسفم که با این نوع طرز فکر اصلا موافق نیستم. گرچه پیر نیستم اما خوب جزو جوانان امروزی هم نیستم. نمی دونم شاید تقصیر جوان امروزی هم نیست که همه چیز رو سیاسی میبینه و حل همه مشکلات رو از سیاست می خواد و بعد تنها راه سیاسی بودن براش میشه دانشگاه. جوان امروزی اگه کمی فقط کمی حاضر بود شرایطش رو با شرایط جوان دهه قبل مقایسه کنه و بعد باز هم کمی فکر کنه که چه جوری شرایط دهه هفتاد شد شرایط دهه هشتاد شاید (فقط شاید از نظر من) چیزهایی غیر از سیاست رو هم در نظر می گرفت. البته ناگفته نماند که می پذیرم نه فقط ایران که کل دنیا با یک دهه قبلش خیلی فرق کرده. من فقط معتقدم راه های دیگری هم هست. موفق باشید |
|
خوب واسه اينه كه براي تمام اين اهدافي كه گفتيد بستر مناسبي در جامعه فراهم نشده...اما تو دانشگاه تقريبا يكمي از هركدومش بدست مياد!!!طفلكي ما جوونا:-l |
|
از این نسل جالبتر خود شمایید که سیاسی را از ترس سی اسی تایپ می کنید!حال مهم نیست که ریشه و دلیلش چه باشد |
|
اگه میخواین در مورد تبریز بیشتر بدونین یه سری به وبلاگ من بزنینwww.tabrizemodern.blogfa.com |
|
بازم آفرین که اینقدر صداقت داشتته و حداقل سر خودش رو کلاه نمیذاره |
|
سلام خدمت دوستان امکان پاسخ به همه ی سوالات طرح شده را ندارم. فقط باید اشاره کنم به این که من در اینجا نه تحلیل جامعه شناختی ارائه داده ام، نه گزارش یافته های آماری تحقیق مشخصی را ارائه داده ام و نه محتوای مورد اشاره را تعمیم داده ام و نه امثال آن. یک نقل قول صورت گرفته که هر کس می تواند اظهار نظری کند در رد یا تایید مطلبی که نقل شده، یا اضافه کردن مطلبی جدید. نه قرار است من حکمی صادر کنم نه شما ! قرار است شنیده ها و نقطه نظرات طرح شوند و زمینه ای شوند برای تبادل نظر. همین! |
|
من در دوران دانشجویی دوستانی از ترم یکی تا ترم 10 داشتم که از ساعت 30/6 صبح تا 30/8 شب در حیاط دانشگاه حضور بسیار فعالی داشتند و مهمترین دلیلشون هم این بود که بابا ای همه درس خوندیم این همه راه تا تهران اومدیم این همه تنهایی رو داریم تحمل میکنیم که با یک پسر/دختر تهروونی آشنا بشیم و همین جا موندگار. و البته دخترها خیلی مصمم تر بودند تو این قضیه. |
|
salam be nazare man hamin nazarha va gofteha mitone khili komak kone be shoma jame shenasane mamlekat ke betoid khili rahat noghate zaf va bimari jame ro beshnasid va betonid barname rizi va komak konid baray sakhtane jamei salemtar. |
|
تقسیم بندی جالبی است ! |
|
خواهش میکنم به جای اینکه بگویید جوانها امروز چطور شده اند و قبلا چطور، دید خود را بازتر کنید و بگویید جامعه و دنیایی که در آن زندگی می کنیم چه فرقی کرده. آنهایی که می بینی مثل گذشته هستند یا نتوانسته اند خود را با شرایط و محیط امروزه وفق دهند و یا ترجیج داده اند که آنگونه باشند و یا ادامه دهند. |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو