پذيرش سايت > از زندگی > جوانان امروز

10 دسامبر 2009

جوانان امروز

جوان هاي امروزي خيلي با تصور من از جوان ديروزي تفاوت پيدا كرده اند. برايم جالب است. چيزهاي عجيب و غريبي مي شنويم و تنوع فوق العاده اي مشاهده مي شود. ديروز يكي از همكاران دانشگاهي تعريف مي كرد با يكي از اين دانشجويان كه مدام حكم تعليق خورده گفت و گو مي كرده و از او پرسيده نگران نيستي از درس خواندن ات مي افتي و ادامه ي تحصيل ات دچار مشكل مي شود؟ جواب داده: ببينين استاد جان، هر كسي به دليلي مي آد دانشگاه، يكي براي كسب دانش و درس و مشق، يكي براي همسرپيدا كردن، يكي براي اين كه از نظارت خانواده رها بشه و هر كاري دوست داره بكنه، يكي براي كسب شغل و مقام و يكي هم مثل من براي فعاليت سي اسي مي آد دانشگاه. خلاصه ما هم قصد مون همين بوده. حالا اون وسط ها شد درسمون رو هم خونديم، خونديم، نشد هم مهم نيست... گفتم عجب!


نظرات


مهتا

نسل جالبی هستن در بعضی مواقع هم بعضیاشون خیلی جسورن!



مشکات

عجبم داشت استاد ما اینطوریشو دیگه ندیده بودیم.



سامان

آیا این موضوع در مورد اساتید هم صدق میکند؟ منظورم دلایل تدریس در دانشگاه برای اساتید چیست؟

درآمد است؟

به روز رسانی دانش خودشان است؟

خدمت به دانشجویان است؟

یا تاثیرگذاری بر جامعه؟



صمد

خون را نمی شود هیچگونه پاک کرد و حال هم آنها در مانده اند و سر در گریبان فرو بسته اند روی خود را به نقاب پوشانده اند و شب روز کابوس می بینند نه به آنها بگویید از مرگ هیچ گریزی نیست مرگ را رهایی نیست و چه باک مردن در راه آزادی مردم را در یافتن است چه اینجا باشد و چه هر آن کجا



شادی

هااا! حرفَ سی اسی از خودت در وکنی شیرفرهاد! ببخشید، شیرشیرین!



پامج

. . . و من بی‌اعتنا به افسانه‌های "کمدی انسانی" سرگرم بازی هستم.



ماهگون

سلام. یادم می آید سال 58 ما هم به دانشگاه نرفتیم تا دروغ نگفته باشیم. آنوقتها خیال میکردیم اعلام اعتقاد به اصولی که به آن باور نداریم یعنی دروغ! حالا جوانها فهمیده اند که هدف وسیله را توجیه می کند. جوانهای امروز یک جورهایی شبیه گروههای سیاسی چپ و راست اول انقلاب شده اند که علی رغم شعارهایشان جور دیگری رفتار میکردند. ما هم از این جا مانده از آنجا رانده شدیم چوب دو سر سوخته...چون نه شبیه جوان دیروز بودیم نه شبیه جوان امروز...حالا هم در میانسالی هنوز نفهمیده ایم که با کفتار باید گفتگو کرد؟ معامله کرد؟ مدارا کرد؟ مجالسه کرد؟ ریزه خوار ریزه خواریهای لاشه خوری اش شد؟ یا کار دیگر که بخواهیم برای آن هدف خود را به وسایلی تجهیز کنیم... خوش به حال هر کس که سر از پا نشناخته تکلیفش معلوم است...چه جوان دیروز چه امروز...امان از وقتی که پیر به دنیا بیایی...آنوقت سر پیری هوس معرکه گیری میکنی و میبینی یه یالی مانده نه کوپالی که بخواهی سیاس شوی یا چریک و یا حتی همسر...



سهی

سلام جسارتا ببخشید اما این دوست خوب قهرمانمون یادشون رفته که دانشجو همون جور که ازاسمش میاد باید جوینده ی دانش باشه ودانشگاه هم محیطی برای تبادل دانش باشه که این تبادل دانش برای بهتر کردن زندگی خود ودیگران (کشور خود باشه)که این مسائل مربوط به مقدس بودن علم هم شامل میشه اما وصد اما درکشورهای بسته وحکومت های اقتدار طلب که تمام ازادی های افراد محدود میکنند وبه هیچ قانونی هم پایبند نیستن(استبدادی) اینجا وظیفه دانشجو (نتنها دانشجو بلکه سایر اقشار جامعه )این میشه که باید گریبان صاحبان قدرت هم بگیره به دلیل اینکه علم ودانش وفقط در فضای ازاد و بدونه محدودیت قابل رشد در فضایی که هرکس متاعی را که داره دربازار عرضه کنه وخریدارانی پیدا کنه(همون خرد گرایی انتقادی پوپر که همیشه میگه).واگرنه الان ما مخصوصا(دانشجویان دانشگاه ما) فقط باید به دنبال راهکارهای برای شکاف بین سنت ومدرنیته (فکر سنتی وفکر مدرن) برای پر کردن این خلا باشیم چون جامعه وکشور درحال گذاره وکوتاهی دراین ضمینه منجر به نابودی تمام فرهنگ وکشور میشه.بعدم خانم دکتر نازنین اجازه بدین اینجا باشما مخالفت کنم چون دوست یابی همسر پیدا کردن و...ازنظر این حقیرکثرت گرایی وتنوع محسوب نمیشه تازه اونم درفضای دانشگاه(که به قول دکتر سروش چه جای دانشگاه که قربانگاه علم)بلکه اینها جزو عرضیات دانشگاه است نه ذاتیات.شماخود درانگلستان درس خوانید ایا اونجا هم تمام تلاش دانشجویان پیدا کردن همسر بود؟اونجا تمام کارهاشون سیاسی بود؟حداقل باتوجه به تعداد پژوهش ها وکارهای علمی که درجوامع ازاد صورت میگره جواب این پرسش ها منفی است.(نگفتم نیست فقط گفتم جزو ذاتیات نیست)...درود به شرف تمام دانشجویان باغیرت وباشرف ایرانی که حماسه خلق کردن..پاینده وسرفراز باشید .ببخشید



مرتضي

تا بوده همين بوده. مختص امروز و امروزي ها نيست. هر كسي بنا به اهداف خودش مياد د انگشاه...



شازده

و بدترینش بچه هایی هستند که به خواست خانواده ها رشته ای رو انتخاب می کنند و می روند دانشگاه!!



حامد

تازه یه عده می ییان دانشگاه واسه سیکار کشیدن تو حیاط...



حمید

فکر می کنم تصویری که ارایه کرده اید خیلی اغراق شده است. خیلی بعید است دانش آموزی با هدف سیاسی کاری درس بخواند و کلاس کنکور برود و هفت خوان کنکور را پشت سر بگذارد و به دانشگاه بیاید. دانش آموزی که کتابهای درسی رسمی این نظام را می خواند و مطالعه غیررسمی اش، کتابهای قلمچی و اندیشه سازان است، چطور می تواند برای کار سیاسی به دانشگاه بیاید؟ نه! من فکر می کنم دانش آموزان وقتی به دانشگاه می آیند، سیاسی می شوند و آرمانهای سیاسی را جایگزین اولویتهای آموزشی می کنند. سالها پیش که تازه وارد مقطع کارشناسی ارشد شده بودم، پس از تحلیل رفتار سیاسی دانشجویان متوجه شدم، یکی از بزرگترین مشکلات دانشجویان ما، مشکل هویت است. دانش آموز 18 ساله دیروز، با حداقلی از اطلاعات تاریخی و سیاسی وارد دانشگاه می شود و به ناگاه زیر عنوان دانشجو، موظف به ایفای نقشی می شود که امادگی قبلی برای آن ندارد. به همین دلیل یا دچار تندروی می شود و یا خیلی زود، به ورطه بی تفاوتی کشیده می شود. (البته این موارد ربطی به حوادث اخیر ندارد، چراکه حوادث اخیر بیش از آنکه سیاسی باشند، اجتماعی هستند)



لیلا

استاد ما قصدمان واقعا کسب علم و طی کردن مدارج علمی بود اما گفتن تو یه فمنیست هستی و در دانشگاه های نظام جمهوری اسلامی حق حضور نداری !



bamdad

اخيرا يه سري ميان دانشگاه تا به بچه هاي گاز اشك اور بزنن !! :D



س

سلام متاسفم که با این نوع طرز فکر اصلا موافق نیستم. گرچه پیر نیستم اما خوب جزو جوانان امروزی هم نیستم. نمی دونم شاید تقصیر جوان امروزی هم نیست که همه چیز رو سیاسی میبینه و حل همه مشکلات رو از سیاست می خواد و بعد تنها راه سیاسی بودن براش میشه دانشگاه. جوان امروزی اگه کمی فقط کمی حاضر بود شرایطش رو با شرایط جوان دهه قبل مقایسه کنه و بعد باز هم کمی فکر کنه که چه جوری شرایط دهه هفتاد شد شرایط دهه هشتاد شاید (فقط شاید از نظر من) چیزهایی غیر از سیاست رو هم در نظر می گرفت. البته ناگفته نماند که می پذیرم نه فقط ایران که کل دنیا با یک دهه قبلش خیلی فرق کرده. من فقط معتقدم راه های دیگری هم هست. موفق باشید



فهيمه

خوب واسه اينه كه براي تمام اين اهدافي كه گفتيد بستر مناسبي در جامعه فراهم نشده...اما تو دانشگاه تقريبا يكمي از هركدومش بدست مياد!!!طفلكي ما جوونا:-l



یحیا

از این نسل جالبتر خود شمایید که سیاسی را از ترس سی اسی تایپ می کنید!حال مهم نیست که ریشه و دلیلش چه باشد



پویا

اگه میخواین در مورد تبریز بیشتر بدونین یه سری به وبلاگ من بزنینwww.tabrizemodern.blogfa.com



تی تی

بازم آفرین که اینقدر صداقت داشتته و حداقل سر خودش رو کلاه نمیذاره



از زندگی

سلام خدمت دوستان امکان پاسخ به همه ی سوالات طرح شده را ندارم. فقط باید اشاره کنم به این که من در اینجا نه تحلیل جامعه شناختی ارائه داده ام، نه گزارش یافته های آماری تحقیق مشخصی را ارائه داده ام و نه محتوای مورد اشاره را تعمیم داده ام و نه امثال آن. یک نقل قول صورت گرفته که هر کس می تواند اظهار نظری کند در رد یا تایید مطلبی که نقل شده، یا اضافه کردن مطلبی جدید. نه قرار است من حکمی صادر کنم نه شما ! قرار است شنیده ها و نقطه نظرات طرح شوند و زمینه ای شوند برای تبادل نظر. همین!



یکی از همه

من در دوران دانشجویی دوستانی از ترم یکی تا ترم 10 داشتم که از ساعت 30/6 صبح تا 30/8 شب در حیاط دانشگاه حضور بسیار فعالی داشتند و مهمترین دلیلشون هم این بود که بابا ای همه درس خوندیم این همه راه تا تهران اومدیم این همه تنهایی رو داریم تحمل میکنیم که با یک پسر/دختر تهروونی آشنا بشیم و همین جا موندگار. و البته دخترها خیلی مصمم تر بودند تو این قضیه.



shadi

salam be nazare man hamin nazarha va gofteha mitone khili komak kone be shoma jame shenasane mamlekat ke betoid khili rahat noghate zaf va bimari jame ro beshnasid va betonid barname rizi va komak konid baray sakhtane jamei salemtar.



محمد

تقسیم بندی جالبی است !



احمد

خواهش میکنم به جای اینکه بگویید جوانها امروز چطور شده اند و قبلا چطور، دید خود را بازتر کنید و بگویید جامعه و دنیایی که در آن زندگی می کنیم چه فرقی کرده. آنهایی که می بینی مثل گذشته هستند یا نتوانسته اند خود را با شرایط و محیط امروزه وفق دهند و یا ترجیج داده اند که آنگونه باشند و یا ادامه دهند.







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر