پذيرش سايت > از زندگی > عندالمطالبه يا "عندالاستطاعه"؟!
ايميلي دريافت كردم از سوي چندين نفر از دوستان با تاكيد بر اين كه اين نوشته ي خانم شيرين عبادي به تاريخ 17 بهمن 1387 است در باب تغييراتي كه در قباله هاي ازدواج صورت گرفته و لزوم اطلاع زنان از آن. اگر چنين باشد به نظر مي رسد كسب اطلاع در اين زمينه و تصميم گيري براي دختران و پسران مان به هنگام ازدواج ضرورت دارد. بخش عمده از ايميل دريافتي به شرح زير است:
؛لازم به توضيح است که از حدود 70 سال پيش، در قباله هاي ازدواج در ايران، ميزان مشخص "مهريه" ذکر و تأکيد مي شده که اين مهريه، "عندالمطالبه" قابل پرداخت است. يعني، هر زمان که عروس مهريه خود را مطالبه کند، ولو بلافاصله پس از ازدواج، داماد موظف است آن را به وي پرداخت نمايد. وجود اين بند در قباله ازدواج و امضاي قباله توسط عروس و داماد، براي زنان بسيار مهم بود. چرا که در صورت ناموفق بودن ازدواج، براي آنان امکاني – ولو جزئي - را براي پايان دادن به زندگي مشترک فراهم مي آورد.
مي دانيم که طبق قوانين ايران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضاي جدايي، جز با طي مراحل بسيار دشوار براي اثبات بدرفتاري شديد همسر يا مبتلا بودن وي به مشکلات مهم رواني يا جسمي، امکان جدايي از شوهرخود را ندارد. مراحلي که طي آنها به قدري سخت است که بخش بسيار بزرگي از زناني که قادربه زندگي با شوهر خود نيستند، به ناچار مجبور مي شوند تا ساليان دراز و بلکه تا پايان عمر، به زندگي سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در چنين شرايط حقوقي تبعيض آميزي، تنها امکاني که تاکنون براي بسياري از زنان براي رهايي از زندگي مشترک دشوار وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهريه خود. بدين معني که زن، با توجه به "عندالمطالبه" بودن مهريه در قباله هاي ازدواج، مي توانست براي الزام شوهر به پرداخت مهريه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتي که وي قادر به اين کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دريافت مهريه، شوهر را راضي يا مجبور به طلاق کند (عبارت معروف: "مهرم حلال، جانم آزاد"). البته حتي اين شيوه هم، براي بسياري از زناني که به دلايل مختلف مايل به شکايت از همسر براي دريافت مهريه نبودند يا از اين کار مي ترسيدند، راه حلي براي رهايي از يک زندگي مشترک سخت محسوب نمي شد. اما در هر حال، روش ذکر شده براي بخش قابل توجهي از زناني که از زندگي مشترک خود ناراضي و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن براي رها شدن از همسر محسوب مي شد. به بيان ساده، "عندالمطالبه" بودن مهريه، تنها امکاني بود که زنان مي توانستند، در فقدان حق طلاق، براي جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار دهند. متاسفانه، تغييري که اخيراً در قباله هاي ازدواج داده شده، همين امکان و حق اندک را نيز از زنان سلب کرده است. در قباله هاي جديد، پس از ذکر ميزان مهريه، ذکر مي شود که اين مهريه، "عندالاستطاعه" (به جاي "عندالمطالبه" که قبلاً وجود داشت) از سوي مرد به زن پرداخت مي شود. اين بدان معني است که شوهر، بر خلاف سابق که "هر زمان که زن مي خواست" بايد مهريه او را مي داد، اکنون بايد "هر زمان که امکانش را داشت" مهريه را پرداخت نمايد. يعني اگر زني از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگي با وي را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار نخواهد بود، که حتي با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهريه خود نيز امکان جدايي از شوهر را نخواهد داشت. چرا که شوهر مي تواند به دادگاه عنوان نمايد که استطاعت يا امکان پرداخت مهريه را ندارد. اين شيوه، به ويژه در شرايطي که وضعيت اقتصادي اقشار وسيعي از جامعه دشوار است و اکثر مردان مي توانند با استناد به دلايل مختلف اثبات کنند يا مدعي شوند که امکان پرداختن مهريه همسر خود را ندارند، امکان ايده آلي را براي مردان بدرفتاري فراهم مي کند که مايلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگي مشترک نمايند.
با توجه به سخت تر شدن شرايط براي زنان پس از ازدواج به ترتيبي که شرح داده شد، آيا تمام آنچه گفته شد بدان معناست که زنان ايراني، در پي تغيير هدف داري که در قباله هاي ازدواج به وجود آمده ديگر هرگز امکان استفاده از اهرم "مهريه" براي دستيابي به حق طلاق را نخواهند داشت؟
بايد گفت که اين امکان، هنوز کاملاً از بين نرفته، اگر چه استفاده از آن، بسيار دشوار تر از گذشته شده است. به هر تقدير، حتي در شرايط جديد، دختران در هنگام ازدواج مي توانند با هوشياري و پافشاري بر حقوقشان، جلوي از بين رفتن حداقل امکانات خود براي طلاق را بگيرند. براي اين کار، لازم است که دختران در هنگام ثبت ازدواج، خواستار آن شوند که در قباله آنها جمله اي به صورت دستنويس اضافه شود که تصريح کند مهريه زن بايد "عندالمطالبه" به وي پرداخت گردد. درج اين شرط ضمن عقد در قباله و امضاي آن توسط زوجين، اين امکان را براي زن فراهم مي کند که در صورت قادر نبودن به ادامه زندگي با همسر، با مراجعه به دادگاه خواستار پرداخت مهريه از سوي همسر شود. به اين ترتيب در صورت ناتواني شوهر براي پرداخت مهريه، زن کماکان مي تواند با صرف نظر کردن از دريافت مهريه، از همسر خود جدا شود.
راه حل فوق، البته مستلزم پافشاري خانم ها در هنگام ازدواج براي متقاعد کردن همسر آينده به امضاي شرط ضمن عقد فوق است که همواره آسان يا ممکن نخواهد بود. ولي قطعاً، در بسياري از موارد دختران در لحظه ازدواج، و در هنگامي که هنوز هيچ مشکلي ميان زوجين وجود ندارد و ازدواجي نيز صورت نگرفته تا در پي آن حق طلاق از دختر گرفته شود، مي توانند با استفاده از روش توصيه شده، حقوقي حداقل را براي خود تأمين نمايند. در اينجا، البته سوالي مهم جلوه گر مي شود و آن اينکه چند درصد از دختران نسبت به تغيير کوچک ايجاد شده در قباله هاي ازدواج، تبعات بزرگ اين تغيير و شيوه مقابله با آن آگاهي دارند؟ منطقا اين درصد، خيلي بزرگ نيست. بنابراين، به نظر مي رسد گذشته از فعاليت هاي درازمدت فعالان حقوق زنان، که مي کوشند با قوانين و مقررات تبعيض آميز در بعد کلان مقابله کنند، لازم است که هر زن (و البته هر مرد برابري طلبي) تلاش خود را براي آگاه کردن ديگران از شرايط جديدي که در لحظه ازدواج بر دختران تحميل مي شود، و نيز راه هاي مقابله با تضييعات جديد، به کار گيرد. در همين ارتباط، پيشنهاد و درخواست مشخص من اين است که هر کس اين نوشته را مي خواند آن را براي پنج زن از بستگان و آشنايان خود توضيح دهد. بياييد هر کدام از ما، بکوشيم حداقل براي پنج زن ايراني توضيح دهيم که در قباله هاي ازدواج، چه تغييري ايجاد شده، اين تغيير مي تواند پس از ازدواج چه بلايي بر سر دختران بياورد، و چگونه مي توان تأثير آن را باطل کرد.
اين، حداقل کاري است که در مقابل اقدام جديد مخالفان سرسخت و مصمم برابري حقوق زن و مرد، از عهده کساني که به سرنوشت خود يا دختران و خواهران خود و ديگران اهميت مي دهند، قابل انجام است.
نظرات
|
در كارزار گرگان و ميشان! خدانكند كه متاركه روي دهد، ضمناً تا جايي كه ما يادمان است هنوز بعضي از اقوام ايراني مهريه را عندالمطالبه در مراسم عقدكننان از شوهر مطالبه ميكنند. ضمناً اين را هم يادآوري كنم كه كم نيستند خانمهايي كه از همين "عندالمطالبه" بودن مهريه به ثروتهاي بادآوردهاي نائل گشتهاند،صفحه ماقبل آخر شناسنامه گروهي از خانمها، گواه بر اين مدعاست. |
|
امیدوارم روزی این تبعیض ها برداشته شود. راه حل خوبیست اما خودتان هم میدانید که اثر بخشی اش کمتر از آن است که معضلی به بزرگی را از بین ببرد. من کاملا حرف شما را قبول دارم. اما یک سوال پیش می آید و آن هم این است که اگر ایده ال تر نگاه کنیم بهتر نیست بعلاوه یا بجای بند اضافه شده در عقده این بند هم بیاید که حق طلاق علاوه بر مرد برای زن هم هست ؟ البته به نظرم با شرایط فرهنگی ای که بر جامعه حکم فرماست لحتملا مرد زیر بار این یکی نمی رود. |
|
واقعا نمی دونم اساس این قوانین چیه که به این راحتی می شه تغییرش داد .بیچاره زنها. اگه توصیه ای در خصوص تمرینهای من داشته باشید خوشحال می شم نظراتتون روی وبلاگم داشته با شم تشکر |
|
واقعا نمی دونم اساس این قوانین چیه که به این راحتی می شه تغییرش داد .بیچاره زنها. اگه توصیه ای در خصوص تمرینهای من داشته باشید خوشحال می شم نظراتتون روی وبلاگم داشته با شم تشکر |
|
شاید دادن حق طلاق فقط به مردان تبعضی آ»یز باشد اما راه حل آن عندالمطالبه کردن مهریه نیست. حتما شما هم اطلاع دارید که این بند از قانون ازدواج چه مشکلاتی را برای بسیاری از افراد درست کرده است. کم نیبودند زنانی که با همنیحق شوهر گرامی را به زندان انداخته اند. تعجب من از خانم عبادی این است که اضافه کردن حق طلاق به زن در قباله بهتر است یا اضافه کردن مهریه عندالمطالبه اگر واقعا منظور دادن حق طلاق به زن باشد. التبه اگر منظور دیگری پشت این پیشنهاد باشد خوب بهتر است کاملتر توضیح داده شود. بنظر من کمتر فردی را پیدا میکنید که برای ازدواج مقدار زیادی خود را بدهکار کند. شاید بهتر باشد بجای این بازی، بازی اضافه کردن حق طلاق به زنان در قباله را آموزش بدهیم. |
|
سلام آمده بودم فقط سلامی بدهم ولی با خواندن این مطلب قضیه فرق کرد. با اجازه نوشته خانم عبادی را عینا از اینجا لینک می کنم. |
|
استاد...مسئله اینجاست که اگه تمام حق و حقوق رو برای خانوم ها قائل بشن (فرض محال که محال نیست!) باز هم نمیتونن تفکر سنتی غالب بر مردهای ایرانی رو تغییر بدن. این عندالمطالبه از اول تاریخ هم برای اونا حکم عندالاستطاعه رو داشته! |
|
خانمی را میشناختم که با پسر عموی خود ازدواج کرده بود و متاسفانه پسر عمویش دچار بیماری روحی روانی به تائیدیه دکتر معالج و شواهد بودند ولی قاضی راضی به طلاق نمیشد و می گفت ( من میدانم مردهای ایرانی بیشترشون بد هستند و زن را تحا زور و فشار و و و قرار میدهند ولی اگر قرار باشه رضایت به طلاق دهیم باید همه زنها از شوهرانشان طلاق بگیرند این که نمیشود ) این گفته دقیقا گفته قاضی مربوطه بود با این حاشیه رفتن اینو میخواستم بگم همینطوریش با وجود اینکه توی عقد نامه ها مهریه عندالمطالبه ذکر شده بود مردها اکثرشون از پرداختن مهریه طفره میرفتند و من میشناسم مردان زیادی رو که قبل از طلاقشون دارائی هاشونو بنام خواهر و برادر و بستگانشون کردند که اینطور وانمود کنند ما چیزی نداریم در واقع همین طوریشم مهریه ایی در کار نبود به قول شما بیشتر وقتها این زن اینقدر بدبختی میکشه که حاضر است بدون مهریه طلاقشو بگیره حالا مجسم کنید اگر بنویسند با توجه به استطاعتمرد دیگر چه میشه |
|
سلام جالبه كه همچين نامه مفصلي رو اينجا گذاشتيد. هر چند اول خوب شروع شد و ميتونست با استناد به قانون بهتر هم بشه، اما به اين جاش كه رسيد - نميخوام بگم مسخره - اما خندهدار شد: "راه حل فوق، البته مستلزم پافشاري خانم ها در هنگام ازدواج براي متقاعد کردن همسر آينده به امضاي شرط ضمن عقد فوق است که همواره آسان يا ممکن نخواهد بود" پافشاري! متقاعد كردن! همسر آينده!! آسان و ممكن نخواهد بود!!! در نامه بعدي، راههاي پيشنهادي خودتون رو براي متقاعدكردن همسر آينده، با ذكر مثال بفرماييد |
|
جالبه که گاهی می شه حکمی رو که سنت رسول خدا بوده بنا به مقتضیات زمان تغییر داد اما حکم دیگه ای رو نه چون سنت رسول خدا بوده . با تشکر از تلاش و آگاه سازی این دوستان نکته انحرافی این می باشد که همین دوستان چند وقت پیش به ما گفته بودند شرایط ضمن عقدی رو داشته باشید که ضامن حفظ حقوقتون باشه و در عوض مهریه نخواهید حالا می گن مهریه رو عندالمطالبه شرط کنید که ضامن حفظ حقتون باشه:) |
|
چطور ميتوان بااينها كه حداقل حقوق زنان را كه از نظر شرعي و سنتي، سالها مورد تاييد دين و عرف قرار داشته به راحتي آب خوردن حذف ميكنند، از اضافه كردن بندي بهعنوان دادن حق طلاق به زنان حرف زد!!!! |
|
به: سياهنگاري عليرضا عبادت شادي منصوره شرط ضمن عقد، توافقي است كه دو طرف مي توانند در هنگام عقد، تعيين كنند. اما همه چيز نمي تواند شرط ضمن عقد باشد. مقدار مهريه يا نحوه پرداخت آن، يك حكم فقهي نيست كه نتوان آن را تغيير داد. اما اين كه حق طلاق مخصوص مرد باشد، يك قانون فقهي است. به عبارت ديگر حتي اگر زن و مرد هم بخواهند، نمي توانند چنين شرطي بگذارند. بحث من در مورد درستي يا نادرستي اين حكم نيست، فقط مي خواهم به اين دوستان عزيز عرض كنم كه دامنه شرط ضمن عقد، محدود است. |
|
عدد...عدد...عدد احاطه کرده است ما را این لعنتی. |
|
آقای قره باغی ممنون اما منظور شما از حکم فقهی چیست؟ و فرق آن با بقیه حکمها مثل همین عندالمطالبه بودن مهریه چیست؟ در ضمن اگر منظور شما را درست فهمیده باشم شما معتقدید زن و مرد نمی توانند شرط «زن حق دارد درخواست طلاق کند» را ضمن عقد بگذارند ؟ تا جایی که من می دانم چنین کاری شدنی است در ایران. |
|
salam nemidoonam tahghigh dar morde madrakeh tahsili shoma dar google chejoori linck be webloge man dadeh.:D |
|
سلام استاد خوبين؟؟ چرا من هميشه دير مي رسم؟؟؟ در اين رابطه خبر امروز روزنامه ها رو خوندين كه توي اون يه زني 1978 توپ تنيس رو براي طلاق به شوهرش بخشيد!!!!!! گويا اين خانوم مربي تنيس بوده و كلي جو عشقولانه گرفته بوددش!!!!! راستي استاد من مي تونم يه خواهشي ازتون بكنم تو رو خدا اگر دست شماست اقدام كنيد از ما كه گذشت اما براي بچه هاي ديگه اگر ميشه دو سه تا روزنامه ورزشي خوب اضافه كنين.به عنوان يه خبرنگار ورزشي ازتون خواهش مي كنم روزنامه هاي دنياي فوتبال و ايران ورزشي رو به روزنامه هاتون اضافه كنين! قول مي دين؟؟ |
|
سلام خانوم دکتر عزیز یک سوال داشتم اگر فرصت کردید که بهش جواب بدید ممنون می شم با توجه به شرایط و موقعیت کنونی زنان در ایران شما گرفتن حقوق انسانی رو بدون مهریه ارجح تر می دونید یا داشتن مهریه در عقد نامه ( از آنجا که از نظر من اگر حقوق انسانی رو از قبیل حق طلاق ، حق مسکن و سایر حقوق رو که گرفتی دیگه گرفتن مهریه معنا نداره ! ) با تشکر |
|
سلام به شادي عزيز منظورم از حكم فقهي، چيزي است كه فقها با استناد به كتاب، حديث و سنت، درباره آن حكم داده اند. مثل آيه «إذا طلقّتم النساء» و حكم «الطلاق بید من أخذ بالساق». پس حق طلاق مخصوص مرد است. با شرط ضمن عقد هم نمي توان حق طلاق را به زن داد. اما حرف شما هم درست است! چطور؟ خوب، مر مي تواند هر وقت بخواهد زن خود را (حتي بي هيچ دليلي) طلاق بدهد. مرد مي تواند اين كار را هم به ديگري واگذار كند. يعني يك نفر را وكيل كند كه هروقت صلاح ديد، به وكالت از طرف شوهر، زن او را طلاق دهد. اين وكيل مي تواند هركسي باشد، حتي مرد مي تواند در همان روز ازدواج، همسر خود را براي اين كار وكيل كند. يعني زن مي تواند يك وكالت از همسر خود بگيرد، كه هر وقت لازم بود، خودش را طلاق بدهد! توجه مي فرماييد كه باز هم مرد دارد زن خود را طلاق مي دهد، گرچه اين كار به دست وكيل او، همسر او صورت مي گيرد! و توجه مي فرماييد لازمه اين كار آن است كه زن پذيرفته باشد كه حق طلاق با مرد است، و مرد مي تواند هر لحظه از چنين حقي استفاده كند. |
|
سلام و عرض تشکر آقای قراباغی راستش فکر کنم در شرایط فعلی ما، مهم نیست که زن، مرد رو طلاق می ده یا مرد زن رو (هر چند از نظر نمادین مهمه). مهم اینه که زن بتونه خودش رواز وضعی که براش غیر قابل تحمله نجات بده و نه ضرر بزنه و نه ببینه. چیزی که من رو به کامنت دوم کشوند این بود که نفهمیدم و نمی فهمم چرا شما عندالمطالبه بودن مهریه رو حکم فقهی نمی دونید؟این هم باید حکمی از طرف فقها باشه که با استناد به سنت پیامبر مطرح شده دیگه؟ اگر نیست پس چیه و اصولا این جور حکم های چه جایگاهی تو اسلام دارند و مثل چه چیزهای دیگه؟ شرمنده، اگه به سوال دوم اون کامنت جواب داده بودید الان می رفتم سر اصل موضوع! (اوو! ووه اصل موضوع، چه حوصله ای داری بابا!) با تشکر ویژه از «از زندگی» عزیزم. |
|
چقدر عالی که این متن رو گذاشتید روی از زندگی!!! |
|
با سلام و تشکر برای همه ی کامنت های خوب تان و گفت و گوهای جالبی که میان کامنت گذاران عزیز شکل می گیرد. عذر می خواهم که در بسیاری از موارد پاسخ دادن من به کامنت هایی که سوالی مطرح می کنند یا دعوت برای بازدید از وبلاگ شان را دارند به تاخیر می افتد یا گاه اصولاً به انجام نمی رسد. در پاسخ به اعظم عزیز و سایر دوستانی که سوال مشابهی داشتند باید عرض کنم من معتقد به مهریه نیستم. مسلماً ترجیح میدهم افراد اعم از زن و مرد به فکر این باشند که حقوق متقابل یکدیگر را به طور عادلانه و منصفانه تامین کنند. زن وقتی وارد عقد ازدواج می شود بهتر است به عنوان انسان مستقلی وارد شود همانگونه که مرد! اما شرایط فرهنگی را هم باید در نظر گرفت. زمانی که مردان به هنگام ازدواج تن به تامین شرایط احقاق حقوق زن نمی شود به نظرم نمی بایستی حداقل حقوقی را که قانون برای زن فراهم کرده را کاهش داد یا تبدیل کرد به نحوی که زنان متضرر شوند به بهانه های مختلف. |
|
سلام مطلبتون جالب بود ولی تجربه شخصی من اینه که اگه پاش بیوفته و زندگی بخواد بپاشه میپاشه البته هیچ ربطی شاید به موضوع نداشته باشه فقط دنبال یه بهانه بودم واسه حرف زدن! من سالها پیش زمانی که تازه عقد کرده بودیم برای اثبات اینکه به خاطر پول با همسرم ازدواج نکردم امضایی دادم مبنی براینکه مهریه ام را دریافت کردم تمام وکمال ! و امروز که این زندگی رو به اتمامه از این کار پشیمون نیستم حتی چیزهایی رو که همسرم خودش بامیل و رغبت میخواد بهم بده رو هم نمیخوام چیزهای دیگه ای بود که خواستم و نداشتم نه اینا! |
|
سلام خدمت خانم دکتر گرامی مدتی این مثنوی تاخیر شد. و من غایب بودم اما از این بحث نتوانستم بگذرم. به قول طلبه ها محل نزاع را اول باید مشخص کرد. که به نظر من در این کشاکش گم شده است. آیا خانواده یک بنگاه اقتصادی است؟ چه چیزی فروخته می شود و چه چیزی خریده می شود؟ زن چه می فروشد و مرد چه می خرد یا بالعکس؟ پولی رد و بدل می شود کالا کدام است؟ آیا مهریه هدیه است؟ پول فروش چیزی است؟ یا ابزاری است برای احیانا ایجاد مساوات در جایی که احساس نابرابری شده است؟ اصلا موافق آن نیستم که به داستان و روایتهایی از آنچه اتفاق افتاده است استناد کنم که دختر عمه فلان و پسر عمه بهمان چنین و چنان شده اند پس فلان و بهمان ... مساله را باید از سرچشمه های آن مورد بحث قرار داد. کاری که اینجانب از خانم دکتر احمدنیا بیشتر از کاری که فعلا می کنند (در حد انتشار نامه خانم عبادی) انتظار دارم. سوال مشخص؟ مهریه چرا و به چه علت؟ تبعات دریافت مهریه چیست؟ اگر مهریه نباشد (در نگاه ابزاری) چه مکانیسم دیگری برای ایجاد برابری (فعلا بی بحث چیستی و چگونگی اش را پیشفرض می گیرم)قابل پیشنهاد است؟ برفرض متارکه و جدایی که البته فرض بیراهی هم نیست قوانین را تصویر کردن و تقنین کردن یک طرف قضیه را مغفول می گذارد همچنان بر این اعتقادم که اگر هر بازی برنده - برنده طراحی نشود همیشه بازنده - بازنده خواهد بود. آن طرف مغفول مانده قضیه بنای ازدواج و ایجاد زندگی مشترک و خود زندگی مشترک است با لحاظ اینکه هر کس به حقوق خود برسد یا آگاهانه و نه از روی اجبار از آن صرف نظر کند. این خلاصه را اینجا می گذارم تا خودم را مجبور کرده باشم کاملتر آن را در وبلاگم بگذارم بعدا اطلاع می دهم |
|
یک عدد آقای علیرضا قره باغی گم شده است از یابنده تقاضا می شود به ایشان بگوید ما منتظر جواب هستیم هیچ جا نمی ریم همین جا هستیم (با تشکر از از زندگی عزیزم) |
|
با سلام من رو ببخشید چون بدون اجازه این پست سما رو در یه شبکه همگانی ایرانی (سایت cloob.com) منتشر کردم. البته با دادن لینک و ذکر منبع! این شبکه پر از جوونهاییه که خواه نا خواه در آینده ازدواج خواهند کرد و فکر کردم خوبه که ابن موضوع به گوششون خورده باشه. البته چون واننده های اونجا جوان و کم حوصله هستند کمی مطلب رو خلاصه کردم. |
|
1. حق با شماست. شرايط براي بعضي از خانم ها آنقدر دردناك است كه فقط به فكر اين هستند كه راهي براي خلاص شدن از ادامه ناخواسته زندگي باصطلاح مشترك پيدا كنند. ولي راستش اگر من زن بودم، نمي توانستم تحمل كنم كه اينقدر خفيف شوم و از طرف شوهر خودم را طلاق بدهم. 2. احكام در مورد دستوراتي هست كه بايد اجرا بشود يا نبايد اجرا بشود. در حوزه مباحات، حكمي صادر نمي شود. مثلاً اين به خود من مربوط است كه بخواهم در شيراز زندگي كنم يا در اصفهان. ولي دو نفر كه با هم معامله مي كنند، مي توانند شرط يا شرط هايي تعيين كنند كه به خود آنها مربوط مي شود. مثلاً بگويند كه كالا (ببخشيد، فقط مي خواهم يك مثال بزنم. معلوم است كه ازدواج، خريد و فروش نيست. من فقط قصد دارم يك مثال ملموس از عقد ديگري بزنم كه عقد بيع است نه عقد ازدواج) در مشهد تحويل مي شود. اين شرط ضمن عقد، گرچه حكم فقهي نيست، اما لازم است اجرا شود. 3. پس عندالمطالبه بودن، يا عندالاستطاعه بودن، به دو طرف عقد بستگي دارد. يعني به همان صورت كه هيچ حكم فقهي به زوج يا زوجه نمي گويد ميزان مهريه چقدر باشد، در مورد نحوه گرفتن آن هم حرفي نمي زند. اما همين كه رقم مهريه تعيين شد، ديگر نمي توان كمتر از آن را پرداخت يا بيشتر از آن را مطالبه كرد. نحوه گرفتن مهريه هم به همين صورت است. البته اگر ميزان مهريه تعيين نشده باشد، اجرت المثل ملاك قرار مي گيرد. اگر نحوه پرداخت هم تعيين نشده باشد، بنا بر عرف، عندالمطالبه مبنا خواهد بود. 4. البته هر شرطي را نمي توان تعيين كرد. مثلاً زن نمي تواند شرط كند كه در ازدواج حق طلاق داشته باشد. زيرا طبق احكام فقهي موجود، حق طلاق فقط با مرد است. اما مي شود در شرط ها، وكالتي از مرد در زمينه هاي مختلف گرفت. 5. اين كه چقدر اين كار در ابتداي زندگي موجب سوء تفاهم مي شود و اساس زندگي زن و مرد را كه بايد بر پايه عشق باشد متزلزل مي سازد، خود حديث ديگري است! فكر كنيد در زمان خواستگاري و مراسم ديگر، همين بحث هاي سنتي درباره شيربها (!) و مهر و ... چقدر باعث بروز اختلاف مي شود؟ حالا يك ليست از مواردي كه بايد از همسر خود وكالت بگيريد (طلاق، خروج از كشور، ادامه تحصيل، و ...) به آن اضافه كنيد! 6. اين نكته را هم در نظر بگيريد كه با صحبت هاي عادي نمي توانيد اين وكالت نامه ها را بنويسيد، زيرا بحث حقوقي است و هر واژه آن تخصصي است. پس بايد از متن هاي از پيش نوشته شده ي حقوقدان ها استفاده كنيد، كه چون بسيار پيچيده است، هيچيك از دو طرف و خانواده هايشان از آن سر در نمي آورند و اين خود مي تواند منشأ ايجاد اختلافات بيشتر باشد. 7. بازهم در نظر بگيريد كه چند نفر از زنان اين كشور، از اين امكان و انواع وكالت هاي مورد نياز و ظرافت هاي آن آگاهي دارند؟ 8. حتي در مورد وكالت، بحث در ميان حقوقدانان تمام شده محسوب نمي شود. برخي معتقدند وكالت بلاعزل معني ندارد، و تا وقتي موكل زنده است، حق دارد وكالت خود را حتي يك طرفه باطل كند، زيرا وكالت از عقود جايز است. برخي ديگر مي گويند اگر وكالت نامه، شرط ضمن عقد خارج لازم باشد، قابل فسخ نيست. اين كه هنگام مراجعه به دادگاه، كدام نظر اجرا شود، به قاضي بستگي دارد. فراموش نكنيد كه حتي در مورد حكم سنگسار، هنوز هستند قضاتي كه دستور يا درخواست رياست محترم قوه قضائيه مبني بر توقف سنگسار را هم ناديده مي گيرند. زيرا آنها به يك حكم فقهي استناد مي كنند. 9. نه تنها احكام تا اين حد محكم هستند، بلكه جايي كه يك حكم واضح وجود دارد، نمي شود بر خلاف آن شرط ضمن عقد گذاشت. مثلاً حق تمكين يك حكم است. مرد حتي با رضايت خود و با شرط ضمن عقد هم نمي تواند اين حكم را نقض كند. يعني مرد در هر زمان مي تواند ادعا كند كه قصد داشته از زن خود لذت جنسي ببرد، و آن زن بدون داشتن عذر شرعي، به او اجازه نداده است. مسلم بدانيد در صورت چنين ادعايي، قاضي زن را – حتي اگر با شرط ضمن عقد، وكالت هم از طرف همسر خود براي طلاق گرفته باشد – مطلقه نخواهد كرد. 10. اين شروط ضمن عقد، مشكلات ديگري ايجاد خواهد كرد كه احتمال دارد موجب نقض آنها، يا پيدايش آسيب هاي اجتماعي تازه شود. مثلاً بالا بردن مهريه كه براي كنترل حقوق بسيار زياد و نابرابر مردان به كار گرفته شد، باعث گريز از ازدواج گرديد. عندالمطالبه بودن مهريه، موجب به زندان افتادن بسياري از تازه دامادها شد. عندالاستطاعه شدن آن هم، همچنان كه خانم عبادي گفته اند، موجب بي خاصيت شدن مهريه به عنوان اهرم كنترل زياده روي مرد مي شود. حتي من فكر مي كنم از نظر ورشكستگي، ارث و نظاير آن هم احتمال دارد مشكلات جديدي به وجود بيايد. زيرا شايد عندالاستطاعه شدن مهريه، ويژگي آن به عنوان ديون ممتازه را تضعيف كند. 11. من فكر مي كنم شرايط بين المللي، آگاهي كنوني جامعه (بخصوص جمع كثيري از علما و مسؤولين) و نيز مبارزات زنان، چنان شرايطي را به وجود آورده است كه ديگر نمي توان به سياق قديم عمل كرد. اما هنوز هيچ فقيهي پيدا نشده است كه با جسارت تمام، اعلام كند زن و مرد در زناشويي و زندگي مشترك حقوق برابر دارند. گفتن اين جمله ساده، يك حكم خواهد بود كه همه اين مسايل را از ريشه حل مي كند. اما چون امكان گفتن آن نيست، از انعطاف ها و تفسير ها استفاده شده و به شرط ضمن عقد توسل شده است كه محدوديت هاي ياد شده را دارد. |
|
اي كاش خانم عبادي بجز خوشه چيني سياسي از اين باغها براي رشد واقعي حقوق خانمها تلاش ميكرد البته آن زمان بعيد ميدانم كه مورد محبيت بنياد در سيطره صهيونيستها قرار ميگرفت و برنده جايزه صلح نوبل قرار ميگرفت . مشكل در عند المطالبه و عندالاستطاعه بودن نيست مشكل در نوع نگرش غربي به زندگي است كه دامنگير خصوصا جوانان ما شده است در زندگي نسلهاي قبلي با تمام ايرادات و مشكلات كه ناشي از عدم اگاهي ها بود زندگي ها از ثبات بسيار قويتري برخوردار بود اما حال بجاي توجه به مسائل واقعي بين زنها و مردها مشكل را در نوع دريافت مهريه قرار داده اند چرا چون ميتوان بر روي انمانور تبليغي داد و در دنياي سياسي ادامه حيات خود را باقي نگه داشت . يك سوال اگر مشكل در نوع دريافت مهريه باشد ايا تاكنون بسياري از زندگي ها با وجود مهريه ا با ارقام مختلف به طلاق ختمنشده و مهريه ها به ترفندي براي ثروت اندوزي بعضي افراد تبديل نشده . چرا بجاي فكربه آخر قضيه به اول آن توجه نميشود كه به آخر ختمنشود. همانا پيامبر عظيم الشان اسلام فرمودند: هيچ حلالي همچون طلاق نزد خدا ناخوشايند نيست. اري بجاي اصرار بر اختلاف بدنبال ايجاد راههائي براي وفاق و همدلي زوجها بايد بود روشه اي زوج يابي كنوني تا كنون چقدر باعث جدائي ها گرديده ؟ |
|
من می خواستم بحثم با آقای قراباغی را ادامه بدهم دیدم علیرضا واجب تر است! برادر جان ما اگر با خانم شیرین عبادی و نحوه فکر ایشان مشکل داریم که دلیل نمی شود نبینیم ایشان از کدام حق دفاع می کند و چرا. مگر پیرو امام علی نیستیم که می گوید به حرف نگاه کنید نه به گوینده آن؟ این که ایشان این حرف را می زند که حجتی بر غلط بودن حرف نیست. اگر مخالفیم باید دلیل بیاوریم که چرا با این اقدام مخالفیم نه اینکه در باره نیات و اهداف شیرین عبادی گمانه زنی کنیم. در ثانی بررسی و ریشه یابی مشکلات فردی و اجتماعی زن و شوهر بسیار پسندیده، اما زندگی زناشویی گاهی به جایی می رسد که ادامه اش برای طرفین یا یک طرف غیرقابل تحمل می شود و اینجاست که وظیفه قانون اینست که از همه شهروندان به یک اندازه حمایت کند نه از جنسیت، مذهب، نژاد یا ... خاص. وظیفه حقوقدانی مثل خانم عبادی هم این نیست که مشکلات اجتماعی را بررسی کند یا طلاق را ریشه یابی کند. ایشان و بسیاری دیگر تلاش می کنند در جامعه و در موقعیت خاصی از زندگی که هم قانون و هم عادات و هم عرف و ... حق و امتیاز را به مرد می دهد زن به اندازه مرد بتواند برای سرنوشتش تصمیم بگیرد و ضرر نکند. ساکت نشستن من و شما هم در برابر ظلمی که به زنانی می شود که از شوهرشان کتک می خورند، اعتیادشان را تحمل می کنند، توهین می شوند یا... همان چیزی است که پیغمبر عظیم الشانمان ما را از آن نهی کرده و به مبارزه با آن تشویق. .................... از آقای قراباغی هم ممنونم بابت وقتی که برای جواب به من گذاشتند و توضیحات جالبی که دادند. اگر درست فهمیده باشم عندالمطالبه بودن مهریه از مباحات است و می شود تغییرش داد برخلاف مثلا چندهمسری مردان که حکم است و نمی شود تغییرش داد. اما حتی با فرض درست بودن این مطلب من فکر می کنم جالب می شود ادم برود ببیند در بین این حکمها و مباحات چه تعدادی به نفع زن است و چه تعدادی به نفع مرد.البته در اینکه فقه ما مردسالار است حرفی نیست اما من خدای نکرده نمی گویم که هر بار که قرار است چیزی به نفع زن باشد مباح است که بشود دورش زد!!! و این همه حرفی بود که من در قسمت اول کامنت اولم بطور ضمنی خواستم بگویم . دیگر اینکه این شرایط ضمن عقد اگرچه در حال حاضر ممکن است بین خانواده ها تشنج ایجاد کند اما فکر می کنم ایجاد تغییر همیشه مخملین نیست و همیشه مقاومتهایی از جمله از طرف ذی نفعان هست و باید پیوسته کوشید تا آرام آرام روحیه ها و طرز تفکرها تغییر کنند. هر چند که همانطور که شما می گویید در حال حاضر تعداد کمی از زنها از این شرایط با خبرند و متنها پیچیده اند اما باز فکر می کنم طبیعی است و تغییر از قشر روشن تر اجتماع شروع می شود و این رودی که راه افتاده را نمی شود سد کرد و زمانی می رسد که اکثر زنان ایرانی این حق را «حق مسلم» خود بدانند و قانونها بطور آشکار حکم به برابری زن و مرد لااقل برای تصمیم برای زندگی زناشوییشان بدهند. اما با این حال فکر می کنم نمی توانیم با قاطعیت بگوییم که شروط ضمن عقد ضامن حقوق زن و مرد هستند یا نه. به قول فرنگی ها a priori بله، هست. ولی گمانم باید یکی دو نسل ازدواج کنند و طلاق بگیرند تا آدم بتواند قضاوت کند! باز هم ممنون و با تشکر ویژه از از زندگی عزیزم. |
|
من پس از سه سال زندگی مشترک براساس فشارهای عصبی شدیدی که از سوی شوهرم به من وارد آمد دچار بیماری ام-اس شدم چرا که من یک دبیرم وهمسرم تنها نیازی که به من داشت دریافت حقوقم بود ولاغیر واز هر نظر تمام نیازهای مرا به یک همسر تحت الشعاع این رابطه مالی قرار داده است اکنون من دیگر نه توان جسمس ونه توان روحی برای ادامه این شکنجه ها را دارم لطف کنید وبنده را برای طی مراحل طلاق راهنماییکنید |
|
احکام عرفی و قانون ایران بارا و بارها از سوی نهادهای حقوقی به چالش کشیده شده من در اینجا فقط به موضوع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر می پردازم و به مابقی کاری ندارم چون موضوع بحث نیستن وقتی صحبت از حقوق میشه چند واژه دیگه هم خود به خود وارد بحث میشن مثلا وظیفه و یا لطف کردن برای روشن شدن موضوع ابتدا باید ببینیم در چه سیستمی داریم صحبت میکنیم؟ در واقع میخواهیم در کدوم سیستم زندگی رو تعریف کنیم؟ وقتی کسی به شما بگه عدد 3 برای کمیت طول زیاده یا کمه چی جواب میدین؟اولین سوالی که میپرسین اینه که در کدوم سیستم؟اس آی یا انگلیسی؟3 اینچ؟3 متر؟3 کیلومتر؟3 چی؟در ثانی این طول کجاست؟ از یه نظر ما در حال حاظر دو نوع زندگی داریم:سنتی و مدرن در زندگی سنتی مرد وظیفه داره به زن مهریه بده مرد وظیفه داره خرجی زندگی رو تامین کنه تا اینجا این دو امتیازی بود که به زن داده شده در مقابل این دو امتیازی که به زن داده شده دو امتیاز به مرد داده شده: حق طلاق با مرد هست و دیگری اینکه زن در اصطلاح باید از مرد تمکین کنه یعنی هر جا مرد گفت باید زندگی کنه و رفت و آمد و سرکار رفتنش بستگی به اجازه ی مرد داره بعضی ها میگن حقوق زن پایمال شد چون اختیار و سرنوشت زن ها در ایران دست مرد هست چرا باید اختیار زن ها دست مردها باشه؟ چرا زن به خاطر شوهرش از رفتن به سر کار منع میشه؟ به چه حقی مردا میتونن این امر و نهی ها رو داشته باشند؟ این درست اما همین ها که ندای احیای حقوق زن رو سر دادن دیگه نمیگن چرا باید مرد به خاطر زن زیر بار مهریه بره؟ (اون هم مهریه های امروزی) چرا باید مرد خرج یکی دیگه رو هم تامین کنه؟ (اون هم با شرایط اقتصادی و کاری الان) بعضی ها ممکنه بگن مرده وظیفشه.چشش کور باید خرجی و نفقه بده.اگه بخواهیم با همین شیوه صحبت کنیم باید بگیم زنه وظیفشه.چشش کور باید از شوهشرش اطاعت کنه بمونه خونه! در دنیای مدرن مثلا فرض کنید در کالفرنیا مردی به خواستگاری زنی بره.اگه زن تقاضای مهریه کنه اولین چیزی که ار طرف مرد میشنوه اینه که مرد میگه خودت چرا مهریه نمیدی؟! اگه بگن تامین خرج زن با مرده اولین چیزی که میگه اینه که چرا اینجوری باشه؟چرا خرج من با زنم نباشه؟! (هیچ میدونستید اگه در دنیای غرب زوجی به رستوران برن هر کدوم خودشون باید غذای خودشون رو بپردازن؟!) ما باید ابتدا تکلیف خودمون رو روشن کنیم که آیا می خواهیم سنتی زندگی کنیم یا مدرن؟ نمیشه که از دنیای سنتی و مدرن فقط چیزایی رو برداریم که به نفعمون هست! نمیشه که زن هم مهریه بگیره هم خرجیش به عهده ی مرد باشه هم هر جا خواست زندگی کنه هر جا و هر وقت که خواست بیرون بره کسی هم نگه بالا چشت ابرویه اگه اینجوری باشه دیگه حقوق زنان پایمال نشده! یا باید امتیازی به هیچ کس داده نشه یا اگه داده میشه به دو طرف داده بشه خیلی از زن ها این بار منت رو میذارن که من دارم به خاطر تو با شرایط مالی تو میسازم وگرنه تا حالا رفته بودم از نظر دنیای سنت و اسلام ساختن با وضعیت مالی شوهر وظیفه است نه لطف کردن اگه این طور بالشه پس مرد هم میتونه این منت رو بذاره که من به خاطر تو از صبح تا شب دوندگی میکنم وگرنه تا حالا خرجیتو نمیدادم! از نظر اسلام تمکین وظیفه ی زن هست همچنان که خرجی دادن وظیفه ی مرد هست اگه زوجی این نوع زندگی رو بپذیرند دیگه نباید وظایفشون رو لطف تلقی کنند اونا وقتی میتونن وظایفشون رو لطف حساب کنند که بخوان مدرن زندگی کنند.چون در دنیای مدرن نه مرد وظیفه داره مهریه و نفقه بده نه زن وظیفه داره تمکین کنه اما اینکه آیا زندگی کردن به شیوه ی سنتی و مطابق با احکام اولیه ی اسلام در این زمان تا چه حد درسته بحث دیگری است این خود افراد هستن که تمیم میگرن چگونه زندگی کنند مدرن یا سنتی.از نظر من این احکام برای اون زمان ها که زن ها توانایی استقلال مالی نداشتن و به این لحاظ بی پناه بودن واجب کردن دادن مهریه و نفقه به زن برای مرد بسیار عادلانه بوده و نه تنها حقوق زن ها پایمال نشده بلکه احیای حقوق اون ها رو به دنبال داشته.در واقع اسلام یه امتیازاتی به زن داده در مقابلش یه امتیازاتی به مرد اگه زن ها می خوان سنتی زندگی کنند اما این جور تقسیم بندی اسلام رو ناعادلانه میدونن بسیار خوب.بیان امتیازاتشونو با مردا عوض کنند مثلا اونا مجبور باشند به مردا مهریه و نفقه بدند به عوضش حق طلاق و اختیار محل زندگی با زن ها باشه حاظرند چنین معاوضه یی بکنند؟! من که بعید میدونم کسی از میون خانوما با این تعویض امتیازات حاظر بشه +نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13ساعت14:44توسط ابوالفضل دستجردی از وبلاگ- حجم سفر- .hejrataneh بلاگفا |
|
والا راجع به حق طلاق که چه عرض کنم میخوام یه واقعیتی رو بگم اونم اینکه من چند سال پیش به خانمم حق طلاق محضری بعد از عقد دادم . چرا فقط به خاطر اینکه حسن نیتمو بهش نشون بدم و بگم که دوستش دارم چون خودش خواسته بود. اما دیگه نمی دونستم که بعد یه ماه صفحه زندگی بر می گرده و میره مهریشو میذاره اجرا و هم طلاقشو می خواد. الان هم مهریه میدم و هم اینکه هنوز داریم به دادگاه میریم و میایم.از همین جا به خانمای محترم بگم که اگه واقعا قصد زندگی مشترک مادم العمر دارین اول طرفتونو بشناسین بعدش ازدواج کنین که این مسائل پیش نیادو هم با دل جوونای مردم بازی نکنین. گرفتن حق طلاق در اول زندگی خودش ریشه به تیشه زدنه مطمئن باشید. به آقایون گرامی هم باید بگم که اگه طرفتون در همون اول کار بدون هیچ دلیل منطقی ( تاکید میکنم بدون دلیل منطقی ) دم از حق طلاق زد مردونه یه تصمیم بگیرین و بذارینش کنار چون از اون براتون خانم نمیشه . والسلام |
|
با تشکر از اطلاع رسانی شما . متأسفانه من 5 سال پیش ازدواج کردم و به این نکته توجه نکردم اما حتماً به دوستانم اطلاع می دهم |
|
با سلام ، از دوستان عزیز ممنونم از اینکه نظر گذاشتن فقط می خواستم بگم که اگه مهریه عندالاستطاعه باشه و مردی بی مسئولیت از روی هوسرانی بخواهد زنشو طلاق بده و خوب استطاعت ملی هم نداشته باشه یا اموالشو به نام بستگانش بکنه تکیف زن بیچاره و فزرندان بیچاره که می خوا توی همچین جوی بزرگ شن چیه ؟ آینهده بچه ها چی می شه؟ عقده های روانی بچه ها چی میشه ؟ آیا اصولا آقیون به این چیزها فکر هم می کنن ؟ |
|
من با همسرم 6 ماه زندگي مشترك داشته ام و بعد از ان متوجه رابطه وي با فرد ديگري شده ام در جواب اعتراض بنده ايشان مهريه خود را كه عندالمطالبه ميباشدرا به اجرا گذاشته اند و به قول خودشان با مهريه زندگي جديدي را شروع خواهد كرد اين قانون درست جهت جلوگيري از اينگونه ترفندها ميباشد خودتان سري به دادگاه خانواده بزنيدمن با اين قانون موافقم من ا.... توفيق |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو