پذيرش سايت > از زندگی > خوش ندارم توضیح بدم حتی به شما!!
دیروز یکی از دوستان جوان نازنین که وبلاگ نویسه برام تعریف کرد هر وقت دو کلام حرف دلش رو توی وبلاگش می نوشته یه نفر از آشنایان که به نحوی از هویت صاحب وبلاگ مطلع شده بوده، فرداش می اومده سین جیم اش می کرده که این چی بود نوشتی و اون رو چرا نوشتی و از این گیر دادن ها، خلاصه مجبور شده وبلاگش رو تعطیل کنه و بره فکر یه وبلاگ دیگه بکنه!
به نظرم بعضی ها یادشون می ره که وبلاگ در درجه ی اول یک عرصه ی خصوصی است برای هر وبلاگ نویس. درست است که گاهی مطالب خصوصی در معرض دید دیگران قرار داده می شود و اشکالی هم ندارد که دیگران به غلیان احساس او پی ببرند؛ به هر حال نوشته های شخصی ما که منتشر می شود مجموعه ای است از افکار و احساسات و شور و حال مان که می تواند فراز و نشیب هایی هم داشته باشد و به نظرم همین تنوع ، به محتوای وبلاگها جذابیت می بخشد، اما نکته اینجاست که نویسنده فقط در آن حدی که هر کس می توانسته در یادداشتش بخواند خواسته است که دیگران را در احساسات خودش شریک کند. قرار نیست هر کس مثلاً شعری گفت بقیه بیایند بپرسند این شعر را در وصف کی گفتی یا چرا گفتی یا هر کنجکاوی دیگر... ای کاش یاد بگیریم که در عرصه ی وبلاگستان نیز حریم ها را حفط کنیم و حد و حدود خودمان را بدانیم . به جایی نرسانیم که طرف برگردد رک در چهره ی طرف اش بگوید: خوش ندارم توضیحی بدهم، حتی به شما. می شود مرا راحت بگذارید؟!
نظرات
|
Doing a real Iranian life in a modern virtual world. (high contrast)A lot of words related to the mentioned issue, but there isn’t any relation and situation to share them |
|
کوتهبینانه بود رفتار کسی که اینکار رو انجام داد. |
|
فکر کنم این پیش فرض که نباید در مورد مطالب وبلاگ با نویسنده آن صحبت کرد، درست نیست. خیلی از افرادی که وبلاگ مینویسند برای اینست که یک سری مطالب را با دیگران به اشتراک بگذارند. شاید بهتر باشه کسانی که علاقه ای ندارند دیگران در مورد مطالبشان با آنها صحبت کنن، در همان بالا وبلاگ این مسئله را توضیح بدهند. مثل موارید که د رمورد حقوق کپی رایت و امثالهم توضیح می دهند. به هر حال حداقل برای من این پیش فرض درست نبوده و نمی توانم قبول کنم که کسی که وبلاگ می نویسدف فقط بعنوان دفترچه یادداشت ازش استفاده میکند و نمی خواهد دیگران در مورد مطالب ارائه شده نظر بدهند چه بصورت اینترنتی چه معمولی البته یک راه هم هست که شما می توانید وبلاگ بنویسید و دیگران آنرا نخوانند. می توانید برای وبلاگ خودتان پسورد تعریف کنید یا توی بلاگ اسپات آنرا محدود کنید. |
|
درود بر شما. زیبا مختصر و مفید امیدوارم همه این مطلب شما رو بخونند |
|
اخ که از دل ما گفتید خانوم دکتر! چقدر نفرت انگیزه که بعد از نوشتن پستی باید به دوستان حقیقی توضیح داده شود! |
|
استاد یادتونه یه مطلب نوشته بودما(مریم ها )یه چیزی تو این مایه ها باعث شد که حذفش کنم !!!!چقدیر اون نوشته رو دوس داشتم ! |
|
سلام استاد خوبين؟؟ بابا عجب آدمايي پيدا ميشن خدايي(آيكون ناقلابودن) مي گم استاد نكنه ما بوديم و خودمون خبر نداريم؟؟!!!(آيكون سئوالي) هنوز كه هنوزه فرهنگ وبلاگ نويسي براي خيلي ها جا نيفتاده استاد پس بايد با ديد جامعه شناسي وبلاگ نويسي بهش نگاه كرد!!! |
|
راست می گید منم خیلی مسائل رو میخوام توی وبلاگم بنویسم ولی فکر خانواده و خواهر زاده ها و بعضی ها رو می کنم میبینم نمیشه وقتی از دلتنگیهام بنویسم اونا نگران من میشن ولی خوب باید خیلی رعایت کنم |
|
من يه وبلاگ دارم ولي تمام دوستاني كه ميان سر ميزنن هيچ كدوم با من آشنايي قبلي ندارند.از ترس شناخته شدن و مشكلات بعدي ناشناس مونديم:) |
|
...حتي به من؟!!! :(( |
|
یکی از دلایلی که من در وضعیت پست مدرن را بستم یک چیزی بود توی همین مایه ها ! |
|
به نظر من که آدم بهتر ناشناس باشه تا راحت بتونه بنویسه |
|
وبلاگ نوسيس يه مزيت هايي داره و به تبع خسارت هايي رو هم براي يافتن تجربه بايد بپردازه آدم. اما اينكه تا چه حد باشه كه آدم رو مجبور به حذف وبلاگ و اين چيزا بكنه ... نه من هم مخالفم. بايد وبلاگ جايي باشه براي حرف دل. من خودم واقعا بعضي اوقات مشكل دارم استاد. |
|
یاد دوستی افتادم که سر همین مسائل قید وبلاگنویسی رو زد. خوشبختانه کسی از آشنایان از وجود وبلاگم خبر نداره ولی ارتباط با دویتان وبلاگی در خارج از وب باعث می شه که خودسانسوریه بیشتر اعمال بشه |
|
سلام . خب واقعا گاهی آدمیزاد خوش ندارد توضیح بدهد... راستی به وبلاگ هم سر زدم . خیلی برام جالب بود به خصوص که به کار تحقیق پارسال و سال پیشم نزدیک بود. مرسی |
|
وااااای گفتی خانوم دکتر! البته من خیلی سعی می کنم اینطوری نشه اما بخاطر همین دلایل خیلی وقتا مجبورم یه چیزایی رو ننویسم یا هیچ وقت پابلیششون نکنم. یعنی می شد که....؟ |
|
تذکر خوشگلی بود. |
|
ای کسانی که فکر خارجه در سر میپروانید ... <<< چه لینک سخیفی !! آیا همه آنچه در ذهن است در مورد مهاجرت و خارج نشینی، در این بظاهر ابیات !! سخیف بیان شده؟ |
|
باشگاه وبلاگ نويسان بوشهر |
|
من وبلاگ نویس نیستم،لکن وبلاگ نویسان را چرا. |
|
سلام... خسته نباشید. ارادتمند. |
|
حرفاتون منطقیه ولی باید توجه داشت که اینترنت عرصه متفاوتیه. حفظ فضای خصوصی رو ی اینترنت به نظر من بی معنیه. |
|
کاملا موافقم با شما ... عالی بود. به سرم اومده و حالا مجبورم در این خلوتکده ... |
|
این پست شما،حرف دل من بود. واقعا چرا چنین آدمایی باید وجود داشته باشند که همواره هرچه بنویسی جوال دوزشان گیر کند که تو داری این حرفها را به من میزنی.و آنقدر این کارشان را تکرار کنند که تبدیل به توهم شود و حتی سعی کنند که به تو آسیب هم برسانند! مدتهاست که وبلاگ نمی نویسم و حتی از وبلاگ نویسی زده شده ام به سبب همین گیردادنها. |
|
منم اولین تجربه وب لاگم همین طور بود، به اتفاق پای چند نفر که می شناختیم هم رو به وب لاگ باز شد دیدم دیگه وب لاگ جایی واسه نوشتن هر چه دل تنگم می خواد نیست،یه چی می نوشتم بعد یکی می یومد می گفت منظورت فلان و بهمان بوده ؟؟!!!.... وب لاگ رو به حال خودش رها کردم و اومدم توی یه خونه نو ،جایی که هیچکس نمی شناسه منو |
|
4.5 سال پیش < من که قبلاٌ طی همین وبلاگم شاعر و ناقد و ناصح و عاشق و … هم شده ام. چرا طعنه می زنی؟ شما که بخیل نبودی! > ... و 4 سال پیش < امروز از بابت لو رفتن وبلاگم نزد برخي از دوستان حسابي غافلگير شدم...به عبارتي مي توان گفت انتظارات خاص را (كه ممكن است برخي بنا به موقعيت اجتماعي من داشته باشند) برآورده نمي كند! اينجا تقريباً هرچه / و هر جور دل تنگم خواسته نوشته و مي نويسم /و تجربه مي كنم!/ و بيشتر به كاربردهاي خاصي از وبلاگ نويسي نظر دارم كه شايد موردنظر بسياري ديگر نباشد. و همان سال < تازگی فکر می کردم بازم جای شکرش باقی است که به ما اجازه می دهند افکارمان را ( و احساساتمان را) در مغزها و قلبهایمان حفظ کنیم!> و 3 سال قبل < و البته بعضیها هم هستند که میدونم اینجا رو میخونن و ترجیح میدادم نمیخوندن اینجا رو خودشون میدونن که مهمان ناخوانده هستن! جای تأسفه که همهی ما گاه ناچاریم پذیرای مهمانهای ناخواندهای باشیم که انتظار خیر و خوبی از قدمهاشون نداشتیم و نمیشه داشت. اینم از واقعیتهای زندگی ماست.> و ... و ... و یه وقتی دیگه< در ضمن یه کم دارم از شر مزاحمین اینترنتی معروفم و اسپم های پایان ناپذیر یه نفس راحت می کشم > و حالا < خوش ندارم توضیحی بدهم، حتی به شما. می شود مرا راحت بگذارید؟!> نشانی ها، آدرس یه کوچه رو میدن که توش <زندگی> جریان داره. یه کوچه که آدماش واسه هم مهمن. نذاریم کم کمک کوچمون اونجوری بشه که <حسین پناهی ها> تو یکی از خونه هاش بمیرن و بعد از چند روز بوی گوشت تنش، همسایه رو به پرسش واداره. آخ که سالهاست چقدر دلم تنگ شده، یکی واسم فضولی کنه و از احساساتم بپرسه (چرا اینجوری... چرا اونجوری ) به ظن خوش، شاید بشه از این گونه ایرانی بودن، ته مانده های احساسات رو به زوال رو پاسداشت و در پاسخ پرسنده کذایی گفت ( مرسی که واست مهم هستم ) ببخشن همگی که شاید نظرم یه کم متداول نبود. |
|
آره به نظرم بلاگرای قدیمی حداقل یک بار اینو تجربه کرده باشت. مثل من. |
|
من از وبلاگ شما خیلی خوشم میاد شما با اینکه استاد دانشگاه هستید و مطمئنا پراز اطلاعات ولی اصلا سعی ندارید که با کلمات غلمبه و سلمبه علمتون رو به رخ کسی بکشید و خیلی راحت توی وبتون می نویسید وفکر می کنم همینم باعث شده که وبلاگتون خیلی طرفدار اونم از نوع جوونش داشته باشه |
|
odgd odgd l,htr!: فارسي اش مي شود خيلي خيلي موافق!!!! |
|
مختصر و مفید گفتین استاد،حرف دل ما:) |
|
قابل دركه دوست من. |
|
به دیگران چه دوستام میگن تو بی معرفتی ...نه شما بگید رک بودن بی معرفتیه ....تووب هرچی میخوام می نویسم به صورت شناس نه ناااااااااشناس هرکی ظرفیت نداره نیاد حتی شما. |
|
حالا آخر نگفتین منظورتون از این پست چ بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شوخی کردم بهترین جواب در این شرایط "دلم میخاد"همین هیچی توضیحی بهتر از این نمیتونه وجودئ داشته باشه.البته in my opinion |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو