پذيرش سايت > از زندگی > تفاوت سیستم آموزش ابتدایی!

12 فوريه 2008

تفاوت سیستم آموزش ابتدایی!

در ایام دانشجویی ام در فرنگستون (در اینجا انگلیس)، دخترم دوره ی اموزش ابتدایی اش را همانجا طی کرد و این باعث شد متوجه ی نکاتی درباره ی نظام آموزش اونها و تفاوت اش با خودمون بشم که شاید ذکرش خالی از فایده نباشه. در مدرسه ی ابتدایی بچه هایی که با هم در یک کلاس درس می خواندند مثلاً کلاس دوم، برخلاف شرایط ما که همه یک کتاب "فارسی" می خوانند، و همه با آن پیش می روند، "یک سری" کتاب داشتند که با اسامی متفاوتی نامگذاری شده بود و محتوایش هم داستان های مصور و جذابی بود با شخصیت های آشنا برای شاگردان و البته متن هر کتاب از کتاب قبلی اندکی پیشرفته تر بود. هر یک از دانش آموزان در مسیر پیشرفت خودش به تدریج این کتاب ها رو از معلم دریافت می کرد و کتاب قبلی رو پس می داد به مجموعه ی کتابهای کلاس و نمره ای هم در کار نبود. در نهایت هر چند وقت یکبار یا در پایان ترم تحصیلی، والدین از معلمان گزارش هایی با جزئیات و توضیحات مفصل از پیشرفت فرزندان شان دریافت می کردند که نقاط ضعف یا امتیاز ایشان در مورد هر یک از مواد درسی یا فعالیت ورزشی، هنری و انضباط و مسئولیت پذیری و غیره شرح داده شده بود. در چنین حالتی، دانش آموزان نمی توانستند خود را با دیگر همکلاسانشان مقایسه کنند در نتیجه در عین حال که همه به نوعی بنا به پیشرفت های نسبی خود تشویق و تقدیر می شدند اما کسی نسبت به شاگرد "زرنگه" یا شاگرد "تنبل" آگاه نمی شد و در نتیجه رفتار یا احساسات نامناسبی چون حسادت یا غرور یا امثال آن هم درمیان بچه ها شکل نمی گرفت. جو همکاری و صمیمیت و دوستی میان بچه ها برقرار بود و اتفاقاً مرتب به کار در گروههای چند نفری و مشارکت در امور کلاسی تشویق می شدند. فکر می کنم زمانی پیش از این هم اشاره کرده باشم که فضای کلاس هم بسیار مفرح بود و آموزش از "بازی" چندان قابل تشخیص نبود و اینقدر در کلاس به بچه ها خوش می گذشت که در ایام تعطیلات دختر من روزشماری می کرد که کی دوباره به آغوش معلم مهربان و دیدار دوستان عزیزش برود!


نظرات


babak

سلام. فکر کنم ما هنوز هم جوونیم فقط بیست سی سال از جوونای الان بیشتر عمر کردیم:-)



نگار نوجوان

:) این روز ها که درگیر مشکلات درسی و افسردگی های ناشی از اونم خوندن این چیزا فقط برام آه کشیدن در پی داره! هرچند الآن مدارس تهران هم خیلی هاش اینجوریه. از جمله دبستان خرد. اما شهرستان ها...! در ضمن شیرین خانوم یه چیزی در مورد این باور که علاقه به کارهای خانگی در زن طبیعیه!! نوشتم!



ملودي

خيلي جالبه. به نظر شما ما هيچ وقت تو اين مملكت به اون سطح از آموزش ميرسيم يا نه؟



بابک اسماعیلی

به نظر شما چه کتابهای را لازم است یک دانش آموز در طول دوران تحصیل خوانده باشد .

کتاب معرفی کنید .

و در یکی دو سطر بنویسید چرا باید آن کتاب را خواند .

کتاب چه ویژگی در او ( شاگرد ) ایجاد می کند .



سیاوش

ما هر چی میکشیم از این نظام آموزشی غلطه.خانم دکتر اینا رو به ما نگین دق میکنیم ها!! :)



Mehdi

منو ياد سيستم آموزشي خودمون تو ايران انداختيد، شبيه همينه تقريبا ديگه‌ :p



خسروبیگی

خیلی جالب بود. مخصوصا این نکته که رقابت و در نتیجه حسادت در کلاس اولی ها وجود نداره. دستتون درد نکنه. ممنون



الناز

چه جالب. من تو بهترین مدرسه ی اهواز درس می خوندم .اما معلم مون بعد از هر امتحان بچه ها رو بر اساس نمره هاشون رو نیمکت ها می نشوند.زرنگا جلو تنبلا عقب.یه بار یکی غش کرد از ناراحتی!جالب تر اینکه این روش شر صف وسط مدیر تائید شد و به بقیه ی معلم ها هم پیشنهاد شد ازش استفاده کنند!!!



سالار

ما با بچه‌ها خیلی بد می‌کنیم. خیلی.



خران دو عالم

خیلی جالب بود.



يك معلم ابتدايي

آه.......



علي

خدايش بيامرزد مرحوم دكتر حسين عظيمي اقتصاددان برجسته ايراني اعتقاد داشت براي توسعه يك كشور بايدبه بچه ها از دوران ابتدايي درست و صحيح آموزش داد . باتوصيف شما از نظام آموزشي يكي از كشورهاي پيشرفته مي توان به يكي از دلايل رشد و توسعه يافتگي آنها و وضعيت ما پي برد. هنوز هم كوكب خانم و بابا آب داد را بايد بچه هاي اين جامعه بياموزند....



پیام

مطلب و موضوع جالبی بود. من خودم تو محیطی بزرگ شدم و درس خوندم که همیشه مدرسه و اطرافیانم تشویقم کردند که شاگرد اول باشم. کم کم بقدری این حس در من نهادینه! شده که الان بعد از حدود شونزده سال که از دیپلمم روگرفتم، هنوز هم ناخودآگاه می بینم دوست دارم از چهار تا آدم دور خودم بهتر و بالاتر باشم و کیفیت و محتوای خود کار دو اولیت دوم قرار می گیره. بهم همهشه یادآوری شده که بهترین باشم در صورتی که این بهترین بین چند نفر دور خودم لزوما "کامل ترین" و "خوب ترین" گزینه ممکن نیست. الان بعد از سالها هنوز هم سختمه که این حس رقابت نه چندان مثبت و سازنده رو کنار بگذارم.



shima

ای روزگار...قسمت ما هم این بود!!!:D



شیرین ناز

منم مثل الناز تو بهترین مدرسه اهواز درس خوندم فرزانگان(سمپاد)اما معلم ها طوری با بچه های تیزهوش !!رفتار می کردند که من که الان دارم تو دانشگاه تهران درس می خونم وبه راحتی معدلم الف میشه هنوز اون روزهای تلخ یادم نرفته.ترس از آبروریزی اونم تو تیزهوشان.الان که شب امتحان انقدر ریلکسم برام عجیبه.اون موفع تا دوبار حالم بهم نمی خورد سر جلسه نمی رفتم...



امیر داداش

سلام خانم دکتر درباره رویاهامون گفتید. البته ما هم برای برگشتن به مدرسه و محیط آموزشی لحظه شماری می کردیم ولی برای دیدن دوستان و بازیهای بیرون کلاس، ن برای اتفاقاتی که توی کلاس میگذشت. امیدوارم بشه که بعد از این محیطهای آموزشی ما هم سرشار از شور و نشاط و بازی و یادگیری همراه با تفریح باشه و لابلای الفبا و ریاضی، کمی هم درس زندگی و شاد بودن و مسئول بودن داده بشه.



سرباز معلم جنوبی

سلام... وبلاگ کم جمعیت ترین مدرسه دنیا می تونه براتون جالب باشه ...!



MEhran

khanum doctor man alan az sare kar daram yavashaki blog mikhanam axe haye japan ro didam va resturan GOOZ khayli bahal bod. daram mimiram az khande yavashaki zir miz daram mikhanadam. mamnon az axe haye khobeton, montazere axe haye india dokhtareton hastam



شاهین

دکتر من دوم دبستان رو شمال خوندم به علت موشک بارون البته..اونجا مدرسه ای بود که یه کلاس داشت.معلم و ناظم و مدیر هم یه نفر بود..دخترا سمت چپ بودن..پسرا سمت راست..کلاس اول ردیف اول بود..کلاس دوم ردیف دوم ..کلاس سوم ردیف چهارم .و الی آخر..ردیف جلوی ما که اولی بودن دیکته میگفت معلم براشون..ردیف ما ریاضی داشتیم..ردیف بعد علوم..ردیف بعد...آدرس اون روستا:(خوشامیان-کلارآباد-تنکابن) بلدین؟بعد تابستون اومدم تهران و دوباره درس دوم رو خوندم چون معلممون رو خیلی دوست داشتم:)..گفتین یهو یادم اومد..ببخشید



سمیه

ای بابا خانم دکتر! منظورتون این بود که خیلی وضعمون خرابه؟ آه



کامران

سلام چرا بده ؟ مشکل از کیه یا چیه ؟ خوب میشه ؟ کی باید خوب کنه ؟



كرام‌االديني

سلام استاد. به نظر مي‌رسد در آن‌جا دانش‌آموز را براي دانش‌آموز تربيت‌ مي‌كنند. در وبلاگم (وب لاگ قديمي ولي نوسازي شده) مختصري از شما نقل كردم. اگر درباره‌ي تجربه‌هاي خود از نظام آموزشي انگلستان بگوييد، بسيار بيشتر سپاسگزاريم.



Mehdi

بازم سلام،‌به بازي "كتابهاي نيمه‌ خوانده" دعوت شديد، بفرماييد!



سونا

شاگرد تنبل و زرنگ!!! معلم کلاس اولم(سال 63) همیشه از من (از قد و قواره بسیار ریزه ام و اینکه درس را همیشه بلد بودم) برای تحقیر بچه های دیگه استفاده می کرد. وقتی مادرشون می اومد مدرسه، منو می برد پای تخته تا سوالهایی که دخترشون بلد نبود را جواب بدم و یا در حضور همه ازم می خواست گوش دختری که درس را بلد نبود را بکشم! از معلمم متنفر بودم و سال بعد دیگه حاضر نبودم برم مدرسه...! خط کش معلم چهارمم هم فراموش نشدنی است!



ساحل

سلام انتخاب واحد انجام شد:) با وجود۱۲ سال شاگرد ممتاز بودن همیشه از رفتن به مدرسه و محیطهای آموزشی اضطراب داشتم و دارم... قبلا یه چیزی درهمین مورد آموزش توی گربه ایرانی نوشته بودم به نام(بهت اعتماد ندارم)...لب کلامش مهر مردودیه بر سیستم آموزشی اینجا... :(



امیر

من قبل از انقلاب دیپلم گرفتم. تحصیلات عالیه نبز دارم.از سیستم آموزشی کشور ما قبل از انقلاب بگویم: قدیمی ها می دانند چون کودکستان نبود بچه ها رو در سن 4-5 سالگی بعنوان مستمع آزاد ثبت نام می کردند.مرا پدرم در مدرسه ملی (غیر انتفاعی قبل از انقلاب ) رودکی و در سن 5 سالگی ثبت نام کرد.در اول روز مدرسه،اولین کلاس معلم بی انصاف بنام آ ر مرا روی نیمکت ردیف اول فلک کرد. هر چند تا دوره دبیرستان از درس و مشق و ودرسع بیزار بودم ولی در پایان دو سال دبیرستان بر سر عقل آمده با جبر پدرم در دانشگاه قبول شدم و تا دکتری خواندم. ای کاش می شد سیستم آموزش ما متعادل می شد.



امید

سلام...امیدوارم که امیدتان را از دست نداده باشید. بنده حقیر که چندی با مثنوی مولانا و چندی با کتب دکتر علی شریعتی مانوس بودم، دریافتم که چه تحولات بزرگ و چه قدم های بلندی در آموزش و پرورش و تربیت می توان برداشت که کسی بدان ها توجه ندارد. نیاز اصلی ما افرادی هستند که متفکر در علومی مانند تکنولوژی آموزشی، روانشناسی ،جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات و حتی علوم پزشکی و سلامتی و... بوده و وجودشان سرشار از ایده ها، حرفهای جدید و نوآوری ها است. نه اینکه دارای اندوخته های کم کاربرد و حفظیات متعددی باشند که در دانشگاه به آنها خورانده شده است و هیچ خلاقیتی در وجود خود ندارند بلکه مخترعانی باشند با نبوغ و تلاش ادیسون که لامپ فکر انسان ها را روشن می کنند.



خلجی

لطفا نظرات خود را جهت بهبود کیقیت در این دوره ارائه فرمایید ضمنا به تغییرات انجام



مرتضي

سلام...من يك روز قبل تولد امام رضا(ع) در كلاس درس اول دبستان مشغول فيلم برداري بودم... كه معلم كلاس ميخواست شعري را بمناسبت آن روز براي بچه بخواند...معلم از من سوال كرد ضامن آهو به امام رضا(ع) ميگن؟... البته موردهاي ديگري هم بود... حالا شما قضاوت كنيد...آن بچه ها چگونه ميخواهند معلوماتشان را بالا ببرند!!!!



اكبر خان

سلام وب خوبي داريد خسته نباشيد باز هم با اجازتون بهتو سر ميزنم و از اطلاعاتتون استفاده ميكنم البته اگر اجازه بفرماييد



ساره

با سلام خوب این خیلی طبیعیه نظام آموزشی ما دچار مشکلات عدیده ایه به خصوص در این مقطع با یک سری معلم های ناکارامد.







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر