پذيرش سايت > از زندگی > داوری کافری است!
سر جلسهی امتحان میگه تو رو خدا مراعاتم رو بکنین! به خاطر دوری از شوهرم اصلاً حواسم سر جاش نیست. میدونین که تازه عقد کردیم اما اون باید میرفت دیگه؛ از وقتی رفته من تمرکز نداشتم که درست بتونم درس بخونم. با نگرانی ادامه میده: هیچی یادم نمونده... نذارین از این درس بیفتما...!
نگاش میکنم! بدون آرایش هم زیباست. با اینحال خط چشم کشیده و ریمل سنگینی هم از مژههاش آویزونه! رنگ چشمهاش به نظرم عجیب اومد. دقت که کردم متوجه شدم لنز رنگی گذاشته. برای جلوه و جذابیت بیشتر! لنز طبی نبود! خندیدم و در حالیکه به شونهاش میزدم، بهش یه متلک انداختم:
- ئه!؟ شوهرت که نیست که! پس این لنز رنگی رو برای کی گذاشتی؟! اون هم خندید و هیچی به من در جواب نگفت. چی میخواست بگه؟!
فکر کردم. اصلاً کار قشنگی نکردم که این متلک رو گفتم. اصلاً کار قشنگی نکردم که به چشمهاش و آرایش صورتاش دقت کردم. اصلاً پسندیده نبود که فکر کنم او که "چادری" است – که چادر قاعدتاً نمادی از معتقداتاش است - چرا در غیاب شوهر آرایش غلیظی کرده و قراردادن لنز را هم بر خود پذیرفته در حالیکه میگوید برای درسخواندن تمرکز کافی نداشته است!
کار زشتی بود کنجکاوی من در امور شخصی او (هر که باشد)! مگه باید برای کسی آرایش کرد؟! به من چه مربوط است که او آرایش بکند یا نکند. شاید برای دل خودش آرایش کرده بود. به من چه مربوط که او چادری است یا خیر. به من چه مربوط که او معتقد است یا خیر. زشتتر از آن، اظهار نظری بود که کردم و در واقع کنایهای که زدم. و افزون بر آن؛ شرمام باد به خاطر شرمندگیای که برایش به وجود آوردم. اینها همه خطاکاریهای من بود! میپذیرم!
"داوری کافری است"! وای بر من! این را بزرگی قرنها پیش گفته است! نامش را فراموش کردم! یادآوریام کنید!
پ.ن. اینها محصول تخیل من بود یا واقعاً اتفاق افتاده بود!؟ تماماش؟ بخشیاش؟ هیچاش؟
نظرات
|
آفرين به اين خلاقيت از زندگی: مرسی برای تشویق ! ولی واقعیت اینه که من اونقدرها هم آدم با خلاقیتی نیستم (علامت چشمک) |
|
در مشاوره ازدواج یاد گرفتم که یکی از خطاهای ذهن ییش داوری است.دارم تمرین می کنم.اما هنوز ... ممنون که می نویسید از زندگی. راستی امتحان از آنتونی گیدنزم را بیست بردم نمی دونم چه جوری:) از زندگی: بیست گرفتین ؟! ببینم شما لنز رنگی استفاده نمی کنین ؟! شوهر دارین ؟! نکنه شما بودین امتحان من ؟! :) |
|
... با استادم حرف مي زدم اما به من نگاه نمي کرد به دوستم نگاه مي کرد احتمالا چون من چادري بودم ...چون آرايش نداشتم شايد ... من داشتم حرف مي زدم ...اما دريغ از يه ذره توجه از ... خيلي قشنگ نوشتيد ....شايد نوشته شما تخيل بوده باشد اما ولقعيتي ست که بيانش کرديد ... سرگيجه مي گيرم ... براي مصاحبه ي شغلي شرکت هاي دولتي مي روي شايد !چادر امتيازي مثبت برايت شود ... براي خصوصي هايش بيشتر اوقات امتياز منفي ست ... گاهي هم اصلا نمي شود فهميد خوب است سرت کني يا خوب نيست ... آدامس بجوم مي گويند چادري که تو خيابوون آدامس نمي خوره !بند مبايلم تو دستمه ..ميگن با بند مبايل داره تسبيح مي ندازه ... تقصير ندارن خوب ..شايد تلافي برخورد هاي نادرست .... در طرح ها ي ارتقاي امنيت .. و از اين حرفها باشد ؟!کسي چه مي داند؟ عادت کرده ايم... از زندگی: شما خیلی قشنگ تر نوشتید! مرسی |
|
اين متن از اوون پست هاتون بود که ... سه بار خوندم بازم مي طلبه ! امام جعفر صادق گفتن که هيچ کس حق نداره ميزاني بشه براي سنجش اعمال بندگان خداوند جز خود ذات باري تعالي و پيامبر امت . ما هم که نه خداييم نه پيامبرش ... گرچه انسان توانايي تشخيص خوب از بد رو داره اما ازوون جا که اين دو تا مفهوم نه مطلق هستن و نه محدود پس هم مي تونه اشتباه کرده باشه و هم همه حقيقت رو ندونه . :) |
|
جاي تاسفه که همسران و شوهران جامعه ما در بعضي موارد در نبود پارتنر شون نوع پوشش و حتي رفتارشون عوض مي شه . مرسي از نکته سنجي تون. |
|
من آخر نفهميدم .بابا طرف مگه دل نداره؟مگه آرايش و لنز رنگي فقط به واسط اينكه يكي ديگه ببينه و لذت ببره ؟ از زندگی: منم همین رو گفتم دیگه! گفتم شاید برای دل خودش بوده! چرا کسی مثل من می بایستی ایراد گرفته باشه !! |
|
چه پست عجیبی ! چه پست خوبی ! قضاوت ! وای ! قضاوت ! چه جسارتی البته ! حالا چه واقعیت باشد چه تخیل ! درود ! از زندگی: نیکو جان همیشه خوب تشویقم می کنی ها! خیلی خوشحال کننده و سر ذوق می آوری! مرسی! |
|
فوق العاده بود. شما راه حل مشکلید مشکل از خیلی جاهای دیگه هست!!!! |
|
بسیار ممنون از نحوه ی سنجیدتون برای بیان این مطلب چند تا نکته رو دیدم:1متلک پرونی ما آدما که دقیقن شخصیت مخاطب رو هدف میگیریم بدون اینکه بدونیم با انگ زدن چه لطمه ای ممکنه وارد کنیم 2موضوع قضاوت که ترس در اندام مومن خدا میندازه...و تو این زمونه که مومن فراوونه!!! 3اعتراف کردن شما(آدما)به خطاهاشون که میتونه برا دیگران یپست خوندنی باشه بازم مرسی |
|
سلام کاش آخرش را نمی نوشتید، چه اهمیتی داشت؟ تمام مطلب را با تمام وجود بلعیدم! می دانید آدمها همه اشتباه می کنند حتی آدم گنده ها حتی آنها که در بین گنده ها درخشان ترند . فهم اشتباه و قبولش خیلی مهمه یا به قول نیکوی عزیز ما چه قدر جسارته؟!.... خانم معلم عزیز می دانید خواسته یا ناخواسته چه درسی به ما دادید؟ راست گفته اند که معلم همیشه معلمه!:) ضمنا شما چه روزهایی آزادترید؟ چه ساعت هایی؟ — - از زندگی: گلنسای عزیز ما در خدمتیم ! ایمیل می زنم راستی جالبه! جون خیال داشتم دقیقاً همین را آخر پی نوشت بنویسم: " چه اهمیتی دارد؟!" مرسی! |
|
خب شما هم نظرتون رو گفتین دیگه... اگه از دید اینکه یه شوخی ساده بوده نگاه کنیم... زیاد هم آدم عذاب وجدان نمی گیره نه؟ |
|
سلام
به اميد ديدار خدانگهدار از زندگی: راهنمای عزیز سلام باز هم از توصیه های خوب تون متشکرم. برخی مانده که انجام شود و همچنان هم از راهنمایی های جدید تان استقبال می کنم. آن تصویر زیبا را هم به زودی ... با ارادت |
|
سلام حال شما؟ من همين جوري اندر عوالم خودم و آن عكس هاي قديمي بودم و هنوز هم دارم از فضولي اينكه حدس بزنم پدر محترم شما كدام يك از اين آقايان هستند، دست و پا مي زنم و ... كه ديدم نه بابا، خيلي دنياي سرعت است اينجا! و قصه از يك جاي ديگر شروع شده و ... حالا، بايد به دنبال اين باشم كه آيا این يادداشت محصول تخیل شما بوده یا واقعاً اتفاق افتاده !؟ تمام اش؟ بخشی اش؟ هیچ اش؟ ... علاوه بر اينها تيترتان هم خيلي معركه است! چونان خودتان در هميشۀ ايام و اينكه، اين الزامي كه به اينجا اضافه شده است مبارك باشد! ارادتمند |
|
دوباره سلام ... الان كه كامنت ارسال شد و ... اين پيام تازه هم مبارك اينجا باشد! كارتون خيلي درسته استاد سلامت باشين و شاداب |
|
البته متاسفانه متاسفانه هستند کساني که در نبود همسرانشان بيشتر به اين ورطه مي افتند . فرق هم نمي کنه زن باشه يا مرد . نمونه زيادند . چرا ؟ شما بايد پاسخ بدهيد . شما انتلکتوئل هاي جامعه ما . شايد بخاطر ازدواج هاي ناموفق يا .... |
|
سلام قبول دارم که قضاوت وداوري آسيب ميرسونه٬به هر دوطرف.اما با توجه به اينکه خودم زن هستم نميتونم اين موضوع رو درک کنم که چطور آدم ميتونه فقط وفقط به خاطر دل خودش آرايش سنگين داشته باشه؟ |
|
پ. ن . اش خیلی محشر بود و همینطور نظرات بعضی از دوستان !! |
|
خیلی جالب بود واقعا از اینکه به این نتیجه رسیدی خوشحالم کاش همه مثل تو باشند رفیق |
|
چي مي شد قضاوت نمي کرديم؟ |
|
سلام راستش مطمئنم که همچین دانشجویی داشتید و مطمئنم که هیچی بش نگفتید و فقط قانون یک دو سه رو تو ذهنتوم انجام دادید و تصور کردید صحیحه این حرف را بش بزنید یا نه؟ امابا اجازتون بگم آخر این فانتزی کمی واقع گرا نیست اون دانشجو در برابر سوال شما سکوت نمی کنه و جواب گنده ای هم میده ؟بچه های این دوره زمونه را که خوب می شناسید .... اگر چه این کار به نوعی قضاوت شاید تلقی بشه اما وقتی کسی وقت برای آرایش آلاگارسون داشته وقت برای درس خوندن نداشته؟کشیدن یک خط چشم صاف والا تمرکزی کمتر از تمرکز برای درس خوندن نمی خواد (یا لااقل برای من که زیاد تبحری ندارم اینجوره) از سویی دوست فرهیخته که خیلی زیبا و با ظرافت این موضوع را مطرح کردید بد نیست بپرسیم که آیا چادر با آرایش آن هم آرایشی غلیظ این چنینی منافاتی داره یا نه؟اصلا نفس چادر سر کردن یعنی چه؟ و اون آرایش غلیظ یعنی چه؟من اصلا با چادر مخالف نیستم اگه امروز یک نفر را با مایو تو خیابون ببینم و یکی را با روبند و چادر برامو هردوشون آدم هستند با دو طرز تفکر مختلف و بدون قضاوت در مورد خوبی یا بدیشون اما اگر ببینم که چادریه ده کیلو آرایش کرده یک چادر ملی سرش انداخته جلوی چادر بازه لباس جیغی پوشیده کیف قرمز انداخته رو چادر با کفش قرمز و... زنگه موبایلش برای هر کسی یک ترانه پاپ خارجکی هست و یا اونی که مایو پوشیده یک قرآن دستش گرفته و داره میره مسجد یا مردم رو تشویق می کنه به اسلام!خوب بی اختیار درگیر قضاوت می شم .به نظر من کاملا صحیحه که نباید در مورد مردم قضاوت کرد اما بعضی وقتها مردم خودشون کاری می کند که در موردشون ناخودآگاه قضاوت بشه چرا؟چون نفس انجام یک کار با سایر کردارشون در تضاد کامل هست و دور از جون شما دیگران رو احمق تصور می کنند مثلا کسی رو می شناسم که برای این که کاری در وزارتخونه داشته باشه چادر سر می کنه در محل کارش همه فکر می کنند که از این مومن تر وجود نداره اما بیرون طرز لباس پوشیدنش دیدنی هست خصوص در سواحل آنتالیا و....چون گویی خدای داخل وزارتخونه با خدای بیرونش با خدای داخل عروسیها و یا خدای دوبی و ترکیه فرق داره؟؟ راستش با معذرت من به خودم اجازه میدم از اینجور آدمها انتقاد کنم چون سبب افزایش ریا و تظاهر می شند آدمهایی که سبب شدند این روزها تمیز آدم ها از هم دیگه اینقد سخت بشه چیزی که در هیچ جای دنیا مثله ایران نمود نداره .بهتره اجازه ندیم کسانی با سو استفاده از تعلقات فکری مردم مثلا بیان همونجور که یکی از دوستان گفتند چادر رو جزو قوانین استخدام بزارند تا باز بازار ریا داغ بشه ...بخشید اندازه یک پست حرف زدم |
|
سلام خيلي جالبه مهم اين بود كه به اشتباه به اين راحتي اعتراف كردين اين از اصول اخلاقيه كه كم پيدا مي شه به ويژه در بين ايراني ها داوري كافريه حرف نداشت كاشكي همه بهش عمل كنن خيلي از اختلافات از همين داوري هاست ديگه |
|
نمي دونم چرا ماها وقتي داريم اون کارا را انجام مي ديم وجدانمون گم مي شه. وقتي حرفو زديم و تموم شد وجدان وارد صحنه مي شه. قوه قضاييه به کار ميفته و قوه مجريه ماموريت سرزنش را تا سالها انجام مي ده. |
|
آدورنو مي گه :در قضاوت کردن هميشه چيزي از قضاوت شدن هست. |
|
اينکه سيسنم کانتينگتون رو فارسي کردين خب جاي خوشوقتيه ولي فکر مي کنم خاطباي بلاگ شما انگليسي شون دراون حد هست که پيغام بعد از کامنت رو متوجه بشن ، دروغ چرا بهم برخورد ! |
|
قضاوت در مملكت ما نه تنها كفر نيست كه عين صوابه و جزو مشاغل شريفه همه محسوب ميشه.فقط نمي دونم بابت اينهمه وظيفه شناسي و پشتكار ،چرا مزايا و بيمه بهمون تعلق نميگيره؟؟؟!(واقعي يا تخيلي،مثل هميشه تاثيرگذار بود استاد) |
|
همه ي ما روزي هزار بار به اشتباه قاضي ميشيم و تندي قضاوت مي کنيم اما همش دلايل محکمه پسند از جانب ماست.آخرش هم با یک چشم بهم زدن فراموش می کنیم که چند لحظه پیش کارمون چی بود. قضاوت سخت ترین کاریست که دربارۀ یک انسان انجام می شه اما ما با این قضاوت چه می کنیم؟ ممنون از متن زیبایی که نوشته بودید. |
|
باسلام لطف کنید بگین قانون یک دو سه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خانم احمدنیا واقعاً جالب و پراحساس نوشتید هرچند میدونم بااون احساس وروحیه ای که شمادارید اصلاً اگرهم واقعی بود به اون خانم چیزی نمی گفتید . خوشحالم ازاینکه دوستی (ندیده ) چون شمادارم . راهنمائیتون درمورد برخورد با آدما بسیارمفید واقع شد . البته باید یه مقدار ظرفیت حاشیه ام رو بالاببرم . واقعاً قضاوت خوبه ؟ یابد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
سلام من اگه بخوام رو راست باشم اين اتفاق خصوصا جديدا زياد برام مي افته كه بخوام در مورد خيلي مسائل و ظاهر افراد قضاوت كنم ( به نظرم خيلي از ماها تو جامعه چنين مشکلي داريم )، وقتي هم كه فكر مي كنم و مي گم آخه به تو چه ! ديگه يه كمي دير شده ، يه كتابي گرفتم احتمالا براي شما هم جالب است ، تا حدودي كمك مي كنه به آدما : " تفكر زائد" اگه اطلاعات بيشتري خواستي بگو .... راستي "داوري كافري است " جالب بود ، يادم مي ماند ! |
|
ليست بندي آدمها به خوب و بد! من هروقت اينجور متنها رو دريافت ميکنم ، یاد داستان حضرت موسی و درخواست خدا از او برای آوردن بدترین قومش می افتم! .... خب ، اینا رو البته باید گذاشت به درجه معرفت هرکس و آزاداندیشی و والا منشی او |
|
سلام خانوم احمد نیا.از روزنامه اعتماد گروه اجتماعی مزاحمتون میشم.موبایلتون انگار قطع؟من یک گزارش در مورد وضعیت دانجویان پزشکی دارم،با فرصت خیلی کمی برای پرداختن بهش.اگر لطف کنید و راهی برای تماس با خودتون به من بدید که برای گرفتن راهنمایی مزاحمتون بشم،ممنون میشم.چون ایمیلتون رو از توی بلاگ نمیتونم باز کنم. با دوستي لي لي |
|
نوشتتون واقعا زيبا و پنداموز بود. به اون دوست چادري که کامنت گذاشته بود. حق ميدم. روزگاري شده که هيچ کس نمي تونه واقعا خودش باشه اگه اعتقاد به چادر داشته باشي از سمت خيلي ها مسخره مي شي. اگه اعتقادي به حجاب نداشته باشي از طرف خيلي هاي ديگه اذيت ميشي. به اميد روزي که ياد بگيريم به اعتقادات همديگه احترام بذاريم |
|
عالي نوشتيد. ممنون. مي دونيد من با ۳۸ سال سن و با يک عالمه ادعاي روشنفکري تازه در زمينه کنترل خودم در جلوگيري از قضاوت ديگران تاتی تاتی مي کنم!.. . 2سالي است که اگر از دستم در بره و بي هوا کسي رو قضاوت کنم، خودم رو جریمه می کنم و برای جبران این اشتباه یک تسبیح استغفار برای خودم و یک تسبیح صلوات برای طرف قضاوت شده می خونم! این جریمه باعث می شه که یادم نره و حساب از دستم در نره!... |
|
اينجانب دکتر عباس پارتيزان هم اکنون داريم بدجوري احساس حيرت مي کنيم اصولا حرفهاي شعر گونه يا تعابير عرفاني بعضا خيلي گراه کننده هستن و بدرد زندگي مردم عادي نميخورن و هر کي که حکم کلي داده که چي ؟ که داوري کافري است خيلي حرف اشتياهي زده !!! داوري کافري نيست بلکه داوري خارج از مختصات سيستم و بي توجه به شرايط مو جود کافري يا بعبارتي نکوهيده هست !!! چرا ؟ چون کلا سامانه زندگي و روابط اجتماعي بر اساس داوري بنا شده و اصولا اگه داوري نباشه اين سامانه مختل ميشه حتي اين کامپيوتري که شوما جلوش نشستيد و داريد واسه ما باهاش قصه مي نويسيد ُ مدام در حالت داوري قرار داره و با هر اشاره شوما به کيبورد اول داوري ميکنه و بعد فرمايش شوما رو مرقوم ميکنه ! گرفتيد چيچي شد ؟ يعني شوما اگه نسبت به مختصات سيستم بد عمل کنيد سيستم هم بد داوري ميکنه و اصلا بايد داوري کنه تا بتونه نتيجه گيري و کاري رو انجام بده !!! مثلا شوما کليد ق رو بگيريد و ول نکنيد و ببينيد سيستم بنا به عمل شوما و مختصات خودش چه جوري عمل ميکنه و آيا شوما با استفاده از اين روش ميتونيد مطلبي رو در اينجا درج کنيد ؟ حالا اگه ما بخواهيم داستان شوما رو با استفاده از صوبتهاي مدرج در بالا تجزيه و تحليل کنيم - بايس خدمتتون عرض کنيم که داوري شوما در اونجا به هيچ وجه غلط نبوده که هيچي بلکه کاملا درست و بجا هم بوده ! واسه اينکه اون خانوم با صوبتهاش اومده خيلي قشنگ سيستم رو تعريف کرده و شرايط رو هم بغلش گذاشته و شوما هم با توجه به اين پيش فرضها سخن کاملا بجايي به ايشون گفتيد و کاملا درست داوري کرديد ولي اگر اون خانوم سيستم رو واسه شوما تعريف نميکرد و شرايط رو هم بغلش نميذاشت و اون موقع از شوما نمره ميخواست - شوما نمي تونستيد اينجوري در مورد ايشون داوري کنيد!!! |
|
تابلوه كه از تخيل سركار چنين نوشته اي بروز كرده! بهرحال لردچسترفيلد يه جمله باحال داره ميگه: خود خدا هم تا دم آخر درباره آدم ها قضاوت نمي كنه، پس مشا هم نكنيد |
|
خوش بحال اون دانشجو. هر كاري دوست داشته كرده، آخرشم شما عذاب وجدان پيدا كردين، بهش نمره دادين. |
|
سرکار خانم احمدنیا الان مگه موقع امتحاناته ؟ بیست سی سال پیش در زمان دانشجویی ما، امتحانات معمولاً اواسط تیرماه تمام می شد. بگذریم. ... صبح که از خواب پا می شیم تا شب که سر بر بالین می گذاریم، بارها مورد قضاوت و داوری قرار می گیریم. تک تک آدمها که سهل است، الان ملت ما در معرض داوری و قضاوت دیگر ملتها قرار دارد. داوری و قضاوت در مورد انسانها هم فی نفسه کار ناپسندی نیست، بلکه بسیار ظریف، مشکل و شکننده است. از این بحث کوتاه اگر بگذریم، اعتراف شما به خطاکاری احتمالی ستودنی است. فراموش نکنیم که تنها مرده ها هستند که اشتباه نمی کنند. پاکدل |
|
اگر حتی برای مردی دیگه ارایش غلیظ کرده باشید!!!! ما صلاحیت داوری داریم؟!؟! ............................... |
|
آره خق با شماست.. قضاوت کردن کار خيلي سخت و تامل بر انگيزي هست.. |
|
سلام منم چادر مي پوشم ولي هر کس ازم بپرسه چرا مي پوشي نمي دونم بهش چي جواب بدم!!!! امروز رفتم جشنواره فيلم و عکس زن هرمزگان، فیلم زنی از تبار مه رو دیدم، الان حس خوبی ندارم نمی دونم خوشحال باشم که یک زنم یا ناراحت؟! |
|
آدم گاهی باید با رفتار های بد خودش به خودش درس بده! همیشه که نمیشه برای بقیه استاد باشید! گاهی هم برای خودتون! |
|
وقتي توي يه رابطه صداقت نباشه قضاوت وپيش داوري به همراه داره |
|
مرا به فکر فرو برد |
|
راستش من فکر می کنم آدمی را گریزی از قضاوت نیست. قضاوت می کنیم اما مهم این است که قضاوت را در جهت گیری مان نسبت به شخص مورد نظر دخیل نکنیم. وگرنه «آدم » -موجود اجتماعی- بدون سیستم ارزشی نمیتواند باشد و هر سیستم ارزشی قضاوتساز است. در مورد این مثال خاص شما احتمالا فقط زمانی میتوانید قضاوت نکنید که در سیستم ارزشیتان فرقی بین چادری و غیرچادری، آرایش کرده در غیاب همسر و نکرده، فرقی نباشد. تا زمانی که این تفاوت در ذهن شما وجود داشته باشد گریزی از قضاوت ندارید. البته ممکن است این قضاوت را به زبان نیاورید یا مبنایی برای جهت گیری و رفتارمتقابلتان با فرد مذکور قرار ندهید. جسارت کردم خانم دکتر که در محضر شما کمی ژست تحلیل جامعهشناسانه گرفتم! خواهید بخشید! |
|
سلام نمي دانم چرا شما از کرده خود اين قدر پشيمان شديد اتفاقا من ميخواستم از شما تشکر کنم چراکه يک وقتهايي انسان آنقدر در کارهاي خودش غرق ميشود که امکان نگاه از بالا را از خود ميگيرد يک نگاه دانا ميتواند او را به خودش بازگرداند. به نظر من تذکر شما بسيار بجا و به موقع بود چرا که اولا درمحيط دانشگاه آنهم موقع امتحان ثانيا از فرد چادري که همانطور که خودتان هم گفتيد چادر نمادي از عقايد مذهبي زنان است با آن آرايش کاملا درتضاد است واز آن فرد همچين توقعي نيست . چادري بودن يا نبودن آنقدر مهم نيست مهم اين است که هر فرد در هر موقعيتي که هست نقشهاي خود را خوب بشناسد و به آن خوب عمل کند تا به ذهن ديگران اجازه هيچ شبه اي را ندهد. |
|
چه تخیلی عین واقعیت؟ چرا احساس این دخترو نمی شناسه؟ |
|
قضاوت نکن تا قضاوت نشوی.مثل معروفیه البته نه چندان البته شما که خانمید و ما خیلی هم قبولتون داریم :) ولی معمولا موقعیکه ما قضاوت میکنیم خودمونو از دیدن خیلی چیزای دیگه اون شخص محروم میکنیم.معمولا هم قضاوتها برچسبی میشن که وقتی بعدا با اون شخص برخورد میکنیم یا بیادش میاریم با اون چیزایی که قضاوتش کردیم بیادش میاریم. برایم جالب بود که تو کامنتها بعضیا قضا.وتو تقبیح کردن ولی خودشون اون دختر رو قضاوت کردن! |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو